17 ربيع الاوّل

ميلاد نور مبارک ولادت حضرت پيامبر اکرم (ص) و ولادت حضرت امام جعفر صادق(ع)

را برتمام مسلمين جهان تبريک عرض می نمائيم

ماه فرو ماند از جمال محمد         

                              سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نيست

                                                                      در نظر قدر با کمال محمد

ميلاد مسعود پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله – اول عام الفيل / ۱۷ ربيع الاول

 آخرين پيامبر الهی در 17 ربيع الاوّل از پدری به نام "عبدالله بن عبدالمطلب" و مادری به نام " آمنه بنت وهب" ديده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش، جهان تيره و تاريک، به ويژه عربستان را روشن گردانيد. پدرش عبدالله بن عبدالمطلب، پيش از تولد فرزندش محمد(ص)، در حالی که همسرش آمنه، به چنين فرزندی، حامله بود، به همراه ساير بازرگانان قريش، جهت سفر تجاری عازم شام گرديد و در بازگشت از شام، در يثرب(مدينه منوّره) بيمار شد و در همان جا درگذشت و توفيق ديدار نوزاد خويش را نيافت. وفات عبدالله، دو ماه و به روايتی هفت ماه پيش از تولد فرزندش حضرت محمد(ص) بود. امّا آمنه، مادر گرامی رسول خدا(ص)، که به تقوا، عفت و پاکيزگی در ميان بانوان قريش معروف بود، پس از تولد نور ديده‏اش حضرت محمد(ص)، چندان در اين دنيای فانی زندگی نکرد. وی، دو سال و چهار ماه و به روايتی شش سال، پس از ميلاد رسول خدا(ص)، در بازگشت از يثرب، در مکانی به نام "ابوا" بدرود حيات گفت و در همان مکان مدفون شد. رسول خدا(ص) پس از تولد، در کفالت جدش عبدالمطلب، بزرگ و سيد قريش مکه، قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شير دادن نور ديده‏اش محمد(ص)، در آغاز وی را به "ثويبه"، آزاد شده ابولهب سپرد ولی پس از مدتی وی را به "حليمه دختر عبدالله بن حارث سعديه" واگذار کرد. حليمه، در ظاهر اگر چه دايه وی بود، ولی در حقيقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادری کرد. پيامبر اسلام(ص) از دوران کودکی دارای دو نام بود. يکی "محمّد" که جد بزرگوارش عبدالمطلب، برای وی برگزيد و ديگری "احمد" که مادر ارجمندش آمنه، آن را انتخاب کرده بود. از امام صادق)ع( روايت شد که ابليس، پس از رانده شدن از رحمت الهی، مي‏توانست به هفت آسمان رفت و آمد کند و خبرهای آسمانی را گوش دهد، تا اين که حضرت عيسی (ع) ديده به جهان گشود، از آن پس، ابليس از سه آسمان فوقانی ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پايين‏تر، رفت و آمد مي‏کرد. ولی چون حضرت محمد(ص) به دنيا آمد، ابليس از تمام آسمان‏ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گرديد و غير از او، تمامی شياطين نيز با تيرهای شهاب از آسمان رانده شدند. هم چنين روايت شده است که هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد(ص)، ايوان کسری شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ريخت و آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد؛ درياچه ساوه خشک گرديد؛ بت‏های مکه سرنگون شدند؛ نوری از وجود آن حضرت به سوی آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگ‏ها را روشن کرد؛ انوشيروان، پادشاه ساسانی ايران و مؤبدان بزرگ دربار وی، خواب‏های وحشتناکی ديدند؛ پس از استقرار در زمين، گفت: اَللّهُ أکْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ کَثيراً، سُبْحانَ اللّهِ بُکْرَهً وَ أصيلاً. گفتنی است که تاريخ نگاران و سيره نويسان شيعه و اهل سنت، با اين که در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و مي‏گويند که آن حضرت در اوّل عام الفيل، برابر با سال 570 ميلادی و در ماه ربيع الاوّل ديده به جهان گشود، ولی درباره روز تولد وی، اختلاف نظر دارند. شيعيان، معتقدند که رسول خدا(ص) در روز جمعه، مصادف با 17 ربيع الاوّل، به دنيا آمد و اهل سنت مي‏گويند که تولد وی، روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاوّل بوده است.اما از اين که سال تولد پيامبر(ص) را "عام الفيل" مي‏نامند، بدين جهت است که دو ماه و هفده روز پيش از تولد پيامبر)ص، يعنی در نخستين روز محرم سال 570 ميلادی، فيل سواران "ابرهه" به مکه هجوم آورده و قصد نابودی کعبه و مسجدالحرام را نمودند ولی با معجزه شگفت الهی سرکوب شدند.

 17 ربيع الاول - زادروز فرخنده امام جعفر صادق (ع) - سال 83 هجری قمری

 امام جعفر صادق (ع) در روز جمعه، به هنگام طلوع فجر و به روايتی در روز دوشنبه، هفدهم ربيع‏الاوّل سال 83 قمری ديده به جهان گشود و عالم انسانی را با انوار طيّبه خويش تابناک نمود. پدرش امام محمد باقر)ع ( وی را به نام عموی نياکانش جعفر طيّار(ع)، "جعفر" نام نهاد. حضرت جعفر بن محمد(ع) دارای يک کنيه معروف به نام "ابوعبدالله" و دو کنيه غير معروف به نام‏های " ابواسماعيل" و " ابوموسی" بود. هم چنين، دارای القابی چند بود که معروف‏ترين آن‏ها عبارت است از: صادق، صابر، طاهر و فاضل.

 شيعيان و محبّان اهل بيت(ع)وی را به " صادق آل محمد(ص) " مي‏شناسند. زيرا آن حضرت، هرگز سخنی جز راست و درست، چيزی نفرمود. پدر ارجمندش ،امام محمد باقر (ع) است که نَسَب وی با دو واسطه به امير مؤمنان حضرت علی (ع) و با سه واسطه به پيامبر اکرم (ص) منتهی مي‏گردد.

مادر گرامی امام جعفر صادق (ع)، فاطمه، معروف به " اُمّ فروه" از زنان نيکو سرشت، نيکوکار و نيکورفتار عصر خويش بود. اين بانوی باتقوا و متدّين، از جهت فضيلت و منقبت، سرآمد زنان روزگار خود به شمار مي‏آمد و امام صادق(ع) در شأن و مقام وی فرمود: مادرم از زنانی بود که ايمان داشت، تقوا پيشه کرده و نيکوکاری مي‏نمود و خدا، نيکوکاران را دوست دارد.

امام جعفر صادق (ع) به مدت دوازده سال، حيات با برکت جدّ گرامي‏اش امام زين العابدين (ع) را درک کرد و از مکتب تربيتی و علمی وی بهره وافر يافت. هم چنين، آن حضرت به مدت 32 سال از وجود شريف پدرش امام محمد باقر (ع) برخوردار بود و در تمام رويدادهای مهم در کنار پدر ارجمندش قرار داشت. مدت امامت امام جعفر صادق(ع)، 33 سال و ده ماه (از ذی حجه سال 114 تا 25 شوال سال 148 قمری) بود و در ايّام زندگی با برکت خويش با خلافت غاصبانه چند تن از خلفای اموی و دو تن از خلفای عباسی به شرح ذيل معاصر بود:

1- عبدالملک بن مروان (65 – 86 ق )

 2- وليد بن عبدالملک (86 - 96 ق )

 3- سليمان بن عبدالملک (96 – 99)

4- عمر بن عبدالعزيز (99 - 101 ق )

5- يزيد بن عبدالملک (101 - 105 ق)

 6- هشام بن عبدالملک (105 - 125 ق )

 7- وليد بن يزيد (125 - 126 ق )

 8- يزيد بن وليد (126 - 126 ق )

 9- مروان بن محمد (126 - 132 ق ) 10

- ابوالعباس سفاح (132 - 136 ق )

11- منصور دوانقی (136 - 158 ق )

گفتنی است که نُه نفر اوّل از طايفه بنی اميه و دو نفر آخر از خاندان بنی عباس بودند و آن حضرت از هر دو طايفه، سختي‏ها و بي‏مهري‏های فراوانی ديد؛ اما چون آن امام بزرگوار در انتهای دوران خلافت ستم کارانه امويان و در آغاز خلافت فريب‏کارانه عباسيان مي‏زيست، فرصت مناسبی به دست آورد تا در زمان انتقال خلافت از يک طايفه غاصب، به طايفه غاصب ديگر و سرگرم شدن آنان به يکديگر، مکتب اهل بيت (ع) را به مسلمانان بشناساند و زمينه ترويج و تبليغ اين مکتب را مهيّا سازد و از اين راه، بيشترين بهره را نصيب اسلام و مسلمانان نمايد.

آن حضرت با تشکيل حوزه علميه و تعليم شاگردانی مبرز، چون هشام، زراره و محمد بن مسلم، تحول شگرفی در جهان اسلام و مذهب شيعه پديد آورد و جهانيان را با اسلام ناب محمدی (ص) و مکتب حيات بخش اهل بيت (ع) آشنا ساخت. به همين جهت، وی را پايه گذار مذهب "اماميه" دانسته و شعيان امامی اثناعشری را " شيعه جعفری" مي‏گويند. سرانجام اين امام همام، در 65 سالگی به وسيله زهری که منصور دوانقی، به واسطه عوامل و مزدوران خود در مدينه، به آن حضرت خورانيد، مسموم شد و به خاطر شدت زهر، به شهادت رسيد. تاريخ شهادت وی، 25 شوال سال 148 قمری مي‏باشد. امام موسی کاظم (ع) به همراه ساير فرزندان امام جعفر صادق (ع)، بدن مطهر پدر را پس از غسل، کفن و نماز، در جوار قبر پدر و جدش و عموی پدرش در قبرستان بقيع به خاک سپردند.

فهرست دارایی‌های امام خمینی

در بیست و چهارم دی ماه 1359 شمسی فهرست دارایی های رهبر کبیر انقلاب اسلامی به دیوان عالی کشور اعلام شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جماران، صورت دارایی های امام خمینی(1) نزد دیوان عالی کشور به شرح زیر اعلام گردید:

نام: روح الله - نام خانوادگی: مصطفوی معروف به خمینی - شماره شناسنامه 2744 - محل صدور: خمین - سِمَت: روحانی.

1 - دارایی غیر منقول (با ذکر مشخصات):

1 - یک باب منزل مشتمل بر بیرونی و اندرونی در قم، محله باغ قلعه که معروف است.

2 - قطعه زمینی است ارث پدری است و به حسب اطلاع حضرت آقای پسندیده مشاع است بین اینجانب و معظمٌ له و ورثه مرحوم اخوی (آقای هندی) که اجاره سهمیه اینجانب از قرار اطلاع آقای اخوی، سالی چهار هزار ریال است که داده نمی شود.(2)

2 - دارایی منقول اعم از نقدی، موجودی یا سپرده بانکی، سهام و اموال غیرمنقول دیگر با ذکر قیمت تقریبی:

1 - وجه مختصری است در تهران که نذورات و هدایای شخصی است.

2 - اثاث منزل ندارم، مختصر اثاثی است در قم و تهران، مِلک همسرم می باشد.

دو قطعه قالی در منزل است، داده اند که اگر خواستم بابت خمس حساب کنم، و مال اینجانب و ورثه نیست باید به سادات فقیر بدهند. چند جلد کتاب، بقیه کتبی است که در زمان شاه مخلوع به غارت رفت و نمی دانم چقدر است و چند جلد کتاب که در مدتی که در تهران هستم از طرف مؤلفین هدیه شده است که قیمت تقریبی آن را نمی دانم، ولی قدر قابلی نیست، اثاثی که در منزل مسکونی فعلی در تهران است مِلک صاحبان منزل است، احمد اطلاع دارد.

3 - کلیه وجوهی که در بانکها یا در منزل یا نزد اشخاص است که آقای پسندیده مطلع هستند، به استثنای وجه مختصری که اشاره شد، وجوه شرعیه می باشد و مِلک اینجانب نیست، و ورثه اینجانب در آنها حقی ندارند و تکلیف آنها را به حسب وصیت تعیین نموده ام.

تاریخ 24 دی ماه 1359

7 ربیع الاول 1401

روح الله الموسوی

(صحیفه امام، ج13، 524-523)

(1)- اعلام میزان داراییها، توسط امام خمینی بر اساس اصل 142 قانون اساسی صورت گرفته است که علاوه بر وضعیت زندگی ساده و بی پیرایه معظمٌ له، نشانه تقید ایشان به اجرای مفاد قانون نیز می باشد. اصل 142 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین است: «دارایی رهبر یا اعضای شورای رهبری، رئیس جمهور، نخست وزیر، وزیران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت، توسط دیوانعالی کشور رسیدگی می شود که برخلاف حق افزایش نیافته باشد».

(2)- به موجب حکم مورخ 26/12/1362، امام خمینی سهم موروثی خویش در خمین را به فقرای این شهر بخشیده و واگذار نمود.

علیرضا صالح ، رئیس امور بنگاه‌های معاونت نظارت راهبردی

 رئیس امور بنگاه‌های معاونت برنامه‌ریزی در گفت‌وگو با فارس تشریح کرد

اشتغالزایی ۳ میلیونی دولت در بودجه/ حرکت نرخ سود اوراق به سمت ۲۵درصد/ ابهامات و الزامات فاز دو هدفمندی
دکتر صالح

رئیس امور بنگاه‌های معاونت برنامه‌ریزی معتقد است بودجه شرکت‌های دولتی برای سال ۹۳ افزایش ندارد و تنها واقعی شده است. وی همچنین طرح‌های عمرانی را مأمن ۳ میلیون اشتغال مورد نظر دولت عنوان کرده و از حرکت نرخ سود بانکی به سمت ۲۵ درصد خبر می‌دهد.

**********

علیرضا صالح رئیس امور بنگاه‌های معاونت نظارت راهبردی در نشستی که در خبرگزاری فارس با عنوان «بررسی لایحه بودجه 93» برگزار شد، به دفاع تمام قد از بودجه پیشنهادی دولت برای سال ۹۳ پرداخت. او در بخش نخست گفت‌وگو با فارس تاکید کرد که بودجه کسری‌های پنهان و مورد ادعای برخی کارشناسان را ندارد و اینکه می‌توان نرخ ارز را روی ۲۶۵۰ تومان یکسان سازی کرد. در این بخش صالح به دفاع از لایحه دولت و بیان ویژگی‌های آن پرداخت.

 

صالح در بخش دوم این گفت و گو به ابهامات و الزامات اجرای فاز دوم هدفمندی پاسخ می‌دهد، مامن اشتغالزایی دولت را طرح‌های عمرانی دولت می‌داند، از حرکت نرخ بود اوراق مشارکت به سمت ۲۵ درصد سخن می گوید و معتقد است بودجه شرکت‌های دولتی واقعی شده نه افزایشی.

بخش دوم گفت و گوی فارس با معاون امور بنگاه‌های معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور بدین این قرار است:  

فارس: ابزار دولت برای کاهش نقدینگی چیست؟

صالح: برای دلارهایی که می‌خواهیم از صندوق توسعه ملی به ریال تبدیل کنیم دو راه داریم. یا بانک مرکزی بخرد یا اینکه در مرکز مبادلات بفروشیم. اینها را در لایحه بودجه 93 آورده‌ایم.در مرکز مبادله که بفروشیم  3 میلیارد دلار کمتر وارد پایه پولی می‌شود و یک جابه‌جایی نقدینگی صورت می‌گیرد. بخشی از بدهی‌های دولت به بانک مرکزی را پس دهیم این بخشی  از پایه پولی ماست.

فارس: یکی دیگر از انتقاداتی که به دولت و به خصوص لایحه تقدیمی به مجلس می‌شود این است که اصلا سیاست اشتغال‌زایی ندارد.

صالح: چرا داریم الان به شما می‌گویم که سیاست‌های اشتغالی ما کجاست.

فارس: 10 هزار میلیارد تومان از طرح‌عمرانی طلب پیمانکار است؟

صالح: می‌گویند مرد همیشه باید بدهکار باشد، زیرا همه طلبکارها دعایش می‌کنند که انشاء الله زنده باشد و طلب ما را بدهد، دولت قطعا همچنان بدهی دارد.اگر ما 10 هزار میلیارد تومان بدهی پیمانکار را بدهیم آن پیمانکار می‌رود و 10 هزار میلیارد تومان دیگر کار می‌کند و باز هم از ما طلبکار می‌شود. پیمانکار بیشتر از اینکه دنبال طلبش باشد دنبال کار است چون اگر کار نداشته باشد سرمایه و دستگاه‌هایش می‌خوابد.

 فارس: این 35 میلیارد دلار فاینانس را در کنار 37 هزار میلیارد طرح‌های عمرانی بگذاریم.

 صالح: بله 35 میلیارد دلار فاینانس به 37 هزار میلیارد تومان طرح‌های عمرانی اضافه می‌شود. وزارت جهاد کشاورزی موسسه نصر، 10 میلیارد یوان بوده که برای اینکه عملیاتی شود باید دو تا 7.5 درصد سهم ریالی بدهیم و ریالی آن را هم  تأمین کرده‌ایم. یعنی 10 میلیارد یوان برای شبکه‌های آبیاری 3 و 4 که این اشتغال ایجاد می‌کند.

ما سد را زده‌ایم شبکه 1 و 2 را هم زده‌ایم، ولی شبکه 3 و 4 را نزده‌ایم و به این دلیل آب سر زمین نمی‌رود خوب با این 10 میلیارد یوان که حدود 3 میلیارد دلار می‌شود چقدر می‌توانیم اشتغال ایجاد کنیم.

 فارس: هم اشتغال است و هم درآمد است.

 صالحی: هم اشتغال است هم درآمد و هم کشاورزی‌مان را درست می‌کند و آب سر زمین می‌رود.

 فارس: آقای دکتر این طور استنباط می‌کنم که برخلاف دولت قبل که اسامی خیلی جالبی برای طرح‌های اشتغال‌زایی‌اش می‌گذاشت مثل طرح مشاغل خانگی شما آمده‌اید این را در قالب عملیات بودجه‌ای در آورده‌اید و این اشتغال در آن نهفته است.

 صالح: آب رسانی به شهر تبریز معضلی است که سالیان سال مانده است و حدود 9 تا 10 میلیون یورو نیاز داشته، ریالش را هم تأمین کردیم همچنین میزانی که از فاینانس می‌خواهد استفاده کند، اینها را وقتی کنار هم می‌گذاریم 16 میلیارد دلار می‌شود یعنی 16 میلیارد دلارش را  تا شب عید عملیاتی می‌کنیم و سال آینده دارد پولش را می‌گیرم.

فارس: اینها برای سال 92 است.

 صالح: نه برای سال 93 است ولی در سال 92 کارهایش را کرده‌ایم و مصوبه شورای اقتصادش را هم داده‌ایم.

 فارس: سال گذشته اعتبار اینها چقدر بوده است؟

 صالح: سال گذشته نتوانستند به تعهدات عمل کنند.

 فارس: الان برای فاینانس مشکلی ندارند.

صالح: نه مشکلی ندارند، مصوبه شورای اقتصادش را  صادر کردیم، کنسرسیومش را هم بانک پیدا کرده و قرارداد تجاری با بانک خارجی نوشته است،اما ریال پیش پرداختش را نداشته است.

فارس: قبلا تا همین جا پیش می‌رفتیم، وقتی بحث انتقال پول می‌رسید یک مقدار وقفه ایجاد می‌شد.

صالح: ما همه راه‌ها را می‌رویم و فاینانس‌ها را هم امتحان می‌کنیم،اما یک دفعه در سازمان ملل مطرح می‌شود که فلان بانک که مثلا در ترکیه است با ایران همکاری می‌کند.

 فارس: خوب ما مشکلاتمان همین‌ها است.

 صالح: بله، حتی ممکن است آن بانک هم تحریم شود ولی به هر حال ما راهی نداریم و باید همه این راه‌ها را برویم. چیزی که مسلم است این است که می‌توان با چینی‌ها کار کرد. چینی‌ها 3-4 تا از پروژه‌هایمان را گشایش اعتبار کرده‌اند و دارند کار می‌کنند.

فارس: پس در واقع برای کار، راه باز شده است.

صالح: بله راه باز شده و این 16 میلیارد دلار را ما سال آینده عملیاتی می‌کنیم.

 فارس: ردیف‌هایش را از کجا دیده‌اید، از محل طرح‌های عمرانی تأمین می‌کنید.

 صالح: در طرح‌های عمرانی امسال دیده‌ایم که اندازه ریالیش چقدر است مثلا 27 میلیارد تومان برای آن دیده‌ایم که با این 27 میلیارد تومان 3 میلیارد دلار را زنده می‌کنیم.

 فارس: ما باید از محل فاینانس 15 درصد بگذاریم یک 7.5 درصد اول و یک 7.5 درصد هم در وسط دوره.

صالح: بخشی از آن را سال 93 و بخشی را سال 94 می‌گیریم. یعنی عملا پول را جذب می‌کنیم. ببینیم چقدر آن توی راه‌آهن‌هاست، مثلا راه‌آهن قزوین - رشت - انزلی  آستار 639 میلیون یورو است و هر چقدر طرح بودجه ریالی نیاز داشته آن را هم تأمین کرده‌ایم.

فارس: این در پیوست‌های بودجه هست؟

صالح: در جداول بودجه یک بند آورده‌ایم.

اشتغال 3 میلیونی در صورت فعال شدن طرح‌های عمرانی بودجه 93

 فارس: از محل اجرای فاینانس‌ها و طرح‌های عمرانی چقدر اشتغال پیش‌بینی کرده‌اید؟

 صالح: اشتغال در دل خود طرح‌هایمان است،اگر بتوانیم این37 هزار میلیارد تومان را کنار فاینانس بگذاریم چیزی حدود 3 میلیون نفر که الان سرگردان شده‌اند دوباره فعال می شوند.

ما یک برآورد کرده‌ایم که نزدیک به 3 میلیون نفر درگیر این طرح‌ها هستند و اینها را نمی‌گذاریم بیکار بمانند.

 صالح: روی اوراق مشارکت هم باز همین را دیده‌ایم، یعنی ما کنار بحث 37 هزار میلیارد تومان اعتبارات تملک دارایی سرمایه‌ای تا هر کجا توانسته‌ایم آن را بزرگش کرده‌ایم تا بتوانیم کار و شغل ایجاد کنیم، طرح عمرانی هم سراسر شغل است.

مثلا اتوبان صدر را که شهرداری تهران ساخت تعداد زیادی نیروی انسانی در آن کار می‌کرد. خوب بنابراین وقتی یک طرح عمرانی به اتمام می‌رسد اگر طرح عمرانی دیگری آغاز شود نیروی انسانی بیکار نمی‌ماند و از یک پروژه به پروژه دیگر منتقل می‌شود.

 

* فروش ۵۸ میلیون اوراق مشارکت هم شاهکار بود

 فارس: در مورد اوراق مشارکت هم گفتید که رقم قابل توجهی پیش‌بینی شده است، اما با توجه به تجربه‌ سال جاری که در کل رقمی حدود 58 میلیون تومان فروخته شده است، چه ساز و کاری برای فروش دارید؟

 صالح: وقتی نرخ تورم بالای 30 درصد باشد، به نظرم این 58 میلیون تومان را هم افراد خیر خریداری کرده‌اند، باید شورای اعتبار حتما ساز و کارهایی را ایجاد کند که نرخ‌ها یک مقدار واقعی شود.

خیلی طبیعی است که اگر یک مقدار نرخ اوراق مشارکت را درست کنیم مردم می‌خرند، چون پول سرگردان در دست مردم زیاد است و مردم برای خرید طلا و مسکن انگیزه ندارند.

 فارس: فقط نرخ مطرح نیست و باید ساز و کارهای دیگری هم باشد؟

 صالح: بله فقط نرخ نیست و شورای پول و اعتبار دنبال این است که بتواند کارش را دنبال کند،  شورای پول و اعتبار  می‌خواهد که یک نرخی باشد که مردم راغب به خرید آن باشند.

 فارس: آنچه که از لحاظ اقتصادی و جمیع شرایط می‌شود توجیه کرد،این است که بیشتر از 25 درصد سود پیش‌بینی کنند.

 صالح: این را باید بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار بگوید. بحثی که الان برای بودجه سال آینده دنبال می‌شود این است که نرخ تورم را حدود 25 درصد برسانیم، یعنی نرخی که الان داریم یک کم به سمت 25 درصد حرکت کند، حتی نزدیک به نرخ تورم بشود مردم می‌خرند.

ما دو سیاست باید داشته باشیم یکی اینکه نرخ تورم را پایین بیاوریم یکی اینکه نرخ را حرکت دهیم و نزدیک به نرخ تورم برسانیم.

شورای پول و اعتبار قطعا دنبال راهکارهایش است و این بسته است و یک سیاست نیست.

 فارس: به هرحال نقدینگی از نقاط مختلف خارج شده و تنها جایی که رفته بورس است.بورس بی‌مهابا در حال جمع‌آوری نقدینگی است.

صالح: بله بورس همینطو بی‌مهابا در حال حرکت است و یک مقداری ریسک را بالا برده است.

فارس: بله این موضوع را باید کنترل کرد ،یک مقداری نقدینگی را در جاهای دیگر جذب کرد و برای آن انگیزه ایجاد کرد.

صالح: باید یک سری انگیزه ایجاد کرد، الان ملک و طلا و جواهر خوابیده است.

صالح: ما آمده‌ایم در سال آینده پول‌های کم را طوری متمرکز کنیم که یک سری طرح به بهره‌برداری برسد و چراغ یک سری هم خاموش نشود، بنابراین آمدیم تصویری از وضعیت موجود فراهم کردیم و پروژه‌ها را به سه گروه تقسیم کرد‌ه‌ایم.

 

*اولویت بندی پروژه های عمرانی از ۲۰ تا ۵۰ درصد

یک سری پروژه‌ها با 0 تا 20 درصد پیشرفت چراغ‌شان را خاموش نکنیم، پروژه‌های 20 تا 80 درصد را مقداری فعال نگه داریم و به پروژه‌های 80 تا 100 درصد سال آینده پول بدهیم و به اتمام برسانیم.

اعتباری هم برای اتمام یک سری پروژه‌هایی که در سفرهای مقام معظم رهبری بود، اختصاص دادیم.

فارس: این سه دسته‌بندی از کجا آمده و چه منطقی داشته است، خوب شما که 80 -20 درصد اختصاص داده‌اید این را می‌گذاشتید روی چند پروژه دیگر که به اتمام برسد.

 صالح: بودجه پروژه‌های بین 80 - 20 را هم مثل هم ندادیم. مثلا پروژه‌های خیلی فعال را 70 درصد و پروژه‌هایی که 25 درصد پارسال پیشرفت داشته را20 درصد اعتبار داده‌ایم.

فارس: پارسال بدترین سال عملکرد پروژه‌های عمرانی بوده است، اگر بنا را آن قرار داده‌اید آن هم مشکل دارد.

صالح: نه آمده‌ایم در دل آن نگاه کردیم، مثلا در دل همان 0 تا 20 درصد پروژه‌هایی بوده که هنوز شروع نشده‌اند، یا پروژه‌ای هنوز 2 درصد پیشرفت فیزیکی دارد و هنوز کارگاهش را هم تجهیز نکرده است،بنابراین ما به آن پول نداده‌ایم و در دل همان 0 تا 20 درصد پول را به پروژه‌ای دادیم که حداقل 5 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است تا بتواند سال آینده یک تکانی بخورد و به 10 درصد برسد.

اینجا یک نکته برایمان مهم بوده و گفته‌ایم آنهایی که 80 درصد و یا 80 درصد به بالا پیشرفت فیزیکی داشته‌اند حتما باید سال 93 آن‌ها را تمام کنیم. اینها را کنار پروژه‌های سفر مقام معظم رهبری دیده‌ایم و 2 تا 3 تا پروژه هم برایمان مهم بود. برای مجتمع‌های آب رسانی روستایی یک ردیف 200 میلیارد تومانی برای آن باز کرده‌ایم.

 فارس: آیا در این پروژه‌های عمرانی خیلی مهم آزاد راه تهران شمال قرار دارد؟

 صالح: پروژه آزاد راه تهران شمال مشارکتی است و فاینانس است.

*500 میلیارد تومان اعتبار جدید برای از حوادث جاده‌ای

در کشور تصادفات زیادی داریم و برای اینکه نقاط حادثه‌خیز جاده‌ای و حوادث جاده‌ای را کم کنیم،امسال 500 میلیارد تومان علاوه بر بودجه‌ سال گذشته اعتبار تخصیص داده‌ایم.

الان در کشورمان ریل و راه‌آهن خیلی جایگاهی ندارد،بنابراین سال آینده 1500 میلیارد تومان علاوه بر اعتبارات عادی برای ریل هم در نظر گرفته‌ایم.

نهایتا باید زیر ساخت‌هایمان را بسازیم با تمام تنگناها 246 طرح در سال 93 قابلیت اتمام دارد.

 فارس: بودجه شرکت‌ها برای سال 93 افزایش داشته است؟

 صالح: خیر، مسئولیت مستقیم بودجه شرکت‌ها با خود من است، ما اعداد شرکت‌ها را واقعی کرده‌ایم.

 

*را حل واقعی‌تری برای پرداخت یارانه باید پیدا کرد

 فارس: عدد هدفمندی را در لایحه بودجه 93 نیاورده‌اید؟

 صالح: برای فاز یک 50 هزار میلیارد تومان را در نظر گرفته‌ایم.

 فارس: این رقم 38 هزار میلیارد تومان بود؟

 صالح: علاوه بر 38 هزار میلیارد تومان11 هزار میلیارد تومان هم از دولت می‌گیرد. یک نکته‌ای را به عنوان کارشناس می‌گویم که ادامه روند فعلی هدفمندی یارانه‌ها هیچکس را تأمین نمی‌کند و با این اوضاع شرکت‌های ارائه دهنده خدماتمان را نابود می‌کنیم. مجلس و دولت باید با هم به یک نتیجه‌ واحدی برسند که فاز دوم را چگونه اجرا کنند.

انشاءالله تا قبل از بررسی لایحه بودجه در صحن علنی،لایحه هدفمندی را به مجلس می‌رسانیم ولی نمی‌خواهیم این کار را با عجله انجام دهیم.

فارس: اما لایحه هدفمندی به جلسات تلفیق نمی‌رسد.

صالح: سعی می‌کنیم آن را به اواسط تلفیق برسانیم، اگر به صحن برسانیم به تلفیق برمی‌گردانند و روی آن بحث می‌کنند.

ما می‌دانیم که گام یک را خوب انجام نداده‌ایم و در گام یک اجرای هدفمندی یارانه‌ها یک سری اشتباهات داشته ایم، در حالیکه می‌توانستیم به جای پرداخت نقدی 45500 تومان به روش دیگر و بصورت غیر نقدی این یارانه‌ها را پرداخت کنیم.

مثلا به جای اینکه به یک جوان بیکار ماهیانه و به طور مستمر 45500 تومان یارانه نقدی پرداخت کنیم سهم بیمه‌اش را به کارفرما پرداخت کنیم تا یک نفر وی را سر کار بگذارد. فکر می‌کنم این روش بهتر باشد و بهتر است دولت و مجلس برای پرداخت یارانه‌ها راه‌حل بهتری پیدا کند. در لایحه بودجه 93 بالا بردن سطح پایه بیمه‌ها لحاظ شده است.

 فارس: به واسطه افزایش نرخ دلار قیمت بنزین در کشور از فوب خلیج فارس خیلی عقب‌تر است با توجه به قیمت‌ بنزین در کشورهای دیگر مثل ترکیه قاچاق بنزین به شدت رو به افزایش است، برای جلوگیری از این مسائل دولت چه برنامه‌ای دارد؟

 صالح: این همان بسته‌ای است که در فاز دوم مدنظر است ما در فاز دوم همه اینها را کنار هم می‌گذاریم. الان دولت مشغول انجام کار است با این وضع فعلی‌ برق را نابود کرده‌ایم. شرکت‌ها و بنگاه‌هایمان بدهکاری دارند اگر این روند ادامه داشته باشد برای پالایشگاه‌هایمان هم این اتفاق می‌افتد.

هدفمندی را اجرا کردیم که مصرف کم شود اگر قرار باشد مردم دوباره هر طور که خواستند بنزین را مصرف کنند خوب عملا هیچ کار مفیدی نکرده‌ایم.

 

* ناهماهنگی تیم اقتصادی را رد می کنم

 فارس: اینکه راجع به بحث هدفمندی و بودجه می‌گویند تیم اقتصادی دولت و مجلس با هم هماهنگ نیستند نظرتان چیست؟

صالح: به این شکل نیست، اینها باید نمود عینی داشته باشد. همه دست‌اندرکاران اقتصادی مملکت می‌گویند ادامه شیوه مرحله اول هدفمندی اشتباه است و  نباید این شیوه را ادامه داد.

فارس: در شیوه‌ای که ارائه می‌کنند الان خود دولت هم اختلاف نظر دارد.

صالح: نظرات در کار تحقیقی قطعا با هم یکی نیست.

فارس: ممکن است قیمت بنزین اگر 3 هزار تومان بشود باز قاچاق ارزش داشته باشد، زیرا وقتی قیمت بنزین در ترکیه 8 هزار تومان است بنابراین قاچاق ارزش دارد.

صالح: باید سعی کنیم هزینه قاچاق را زیاد کنیم زیرا هر چقدر هزینه را زیاد کنیم قاچاق کمتر می‌شود. نمی‌توان بدون توجه به آثار افزایش قیمت‌ها، قیمت‌ها را بالا ببریم.الان قیمت هر لیتر گازوئیل 350 تومان است اگر قرار باشد قیمت هر لیتر آن را به 3 هزار تومان برسانیم هر راننده‌ای که قرار است از تهران به سمت بندرعباس حرکت کند باید 4 میلیون تومان پول خرید گازوئیل در جیبش باشد.

حتی اگر قیمت گازوئیل را به هزار تومان برسانیم و بخواهیم برای بالا کشیدن آب آن را در چاه کشاورزی بریزیم دیگر کاشتن گندم صرفه اقتصادی ندارد، حتی کاشتن طلا هم با آن به صرفه نخواهد بود.

فارس: خوب چه کار باید کرد؟

صالح: باید اثرات افزایش قیمت‌ها را بررسی کرد.

فارس: در مورد بحث هدفمندی یک سری از کارشناسان می‌گویند در مرحله اول هدفمندی که توسط احمدی‌نژاد انجام شد به حالت دستوری و تکلیفی قیمت‌ها پایین نگه داشته شد و بعد قیمت‌ها به صورت یک دفعه آزاد شد، نظرتان در این خصوص چیست؟

صالح: من این را نمی‌توانم پاسخ دهم بلکه خود احمدی‌نژاد باید پاسخ دهد. این نکته درست است همزمان که هزینه‌ها بالا می‌رود درآمدها هم باید بالا رود. خیلی راحت می‌توان یک عددی را در بودجه برای بنزین تعیین کنیم و مثلا بگوییم قیمت بنزین X تومان ولی باید اثرات آن بر روی زندگی مردم را بررسی کرد.

در تهران حدود 300 هزار نفر با موتور سیکلت مشغول کسب درآمد هستند که اگر قیمت بنزین را بالا ببریم معیشت عده زیادی از مردم با مشکل مواجه می‌شود.

فارس: آقای روحانی یک شعارهایی می‌دادند.

صالح: بله، یکی از شعارهای آقای روحانی این بود که فشارها را بر روی مردم کم کنیم.

فارس: الان مدل‌هایی که تیم اقتصادی دولت مطرح می‌کند با آن چیزی که آقای روحانی مطرح کرده است متفاوت است.

 صالح: آقای دکتر روحانی معتقد است دولت و مجلس با هم به یک راهکار واحدی برای کاهش فشار به مردم برسند.

از پشت میز به مدارس بروید

گردهمایی روحانیون رسانه ملی با شعار «رسانه منبر مقدس دین» امروز یکشنبه 22 دی‌ماه با حضور عزت‌الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما، حجت‌الاسلام موسوی‌ مقدم قائم مقام سازمان، حجت‌الاسلام محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز و جمعی از مدیران و معاونان بخش‌های مختلف رسانه برگزار شد.

 

حجت‌الاسلام قرائتی در این گردهمایی گفت:

 آقایان یاد بگیرند پشت میز ننشینند، هرکدام از شما آقایان روحانی برود و در یک دبیرستان پیش نماز بشود، روابط‌های عمومی و تحقیقات میدانی در میان دانش‌آموزان و بچه‌مدرسه‌ای‌ها است. هرکس این کار را انجام دهد می‌تواند با آخرین شبهات مطرح شده در میان نوجوانان و جوانان آشنا شود. پشت میز نشستن و توی سایت‌های مختلف سیر کردن نتیجه‌ خاصی بار نمی‌آورد هرکس سلیقه خودش را روی این سایت‌ها می‌گذارد. باید از نزدیک تماس مستقیم ایجاد کرد تا به متن جامعه اشراف داشت. متأسفانه برخی از افراد وقتی مدیر کل شدند پشت میزنشین هم شدند، بنا نبود ما کارمند باشیم از پشت میز به مدرسه‌ها بروید و نبض جامعه را در دست بگیرید.

 

مفضل بن عمر و رفاقت با کفتر بازها

در صفحه 326 کتاب رجال کشّی که از مهم‌ترین منابع رجالی ما است،آمده که :
 
أنّ عدّتاً مِن اهل الکوفة کَتَبوا إلی الصّادق علیه السلام فقالوا انّ المُفضّل یجالس الشّتار و اصحابَ الحَمام.

عده‌ای نامه نوشتند به امام صادق(ع) و گفتند که مفضل بن عمر (یکی از اصحاب امام) با لات و لوت‌ها و کفتربازها می‌چرخد...

شما نامه‌ای به مفضل بنویس تا خودش را جمع و جور کند. بالأخره برای تیپ علما و اصحاب شما این جریان خوب نیست. حضرت نامه نوشتند و سرش را هم مهر و موم کردند و گفتند این را به دست مفضل برسانید.

امام نامه را به دست یک سری از بزرگان اصحاب دادند تا به مفضل برسانند.آنها می‌روند کوفه نامه را می‌دهند به مفضل.او نیز نامه امام را باز می‌کند و جلوی بقیه شروع می‌کند به خواندن.

امام فرموده بودند:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

این لیست خرید من است بخر و بیاور.
اینها تعجب می‌کنند که این چه نامه‌ایست. صورت مسئله چه بود و این نامه چیست.

دارَ الکتاب إلی الکُل.
نامه را می‌چرخانند همه می‌بینند که لیست خرید است.

و لم یذکُر قلیلاً و لاکثیراً بِما قالوا فیه.
امام چیزی از بحثی که مفضل با کفتربازها می‌چرخد، نیاورده است.

مفضل به این‌ها می‌گوید به هر حال امام لیست خرید داده چه کار می‌کنید؟
(کمک می‌کنید تا تهیه کنیم؟)

هذا مالُ العَظیم حتی ننظر و نجمع و نَحمِل الیک و لم نُدرک الا نراک بعد نَنظُر فی ذلک.

می‌گویند که خوب این پول زیادی می‌خواهد.خلاصه‌ اینکه ما اول باید برویم یک سری کمیسیون‌های اقتصادی تشکیل دهیم و مطلب را بررسی کنیم.جلساتی با هم می‌گذاریم و نتیجه جلسات را به تو می‌گوییم.بعداً بررسی می‌کنیم که این صورت خرید امام را چه طور بخریم...

و أرادوا الانصراف این را می‌گویند و می‌روند.فَحَبسهم لغذائِه

همین که می‌خواهند بروند مفضل می‌گوید: نه! ناهار را باشید و بعد بروید.

و وجّه المفضل الی اصحابه الذین سَعَوا بهم.
بعد مفضل می‌رود همان قومی که به آنها سعایت شد، همان کفتربازها را می‌آورد!!!

فجائوا فقرأ علیهم کتابَ ابی‌عبدالله علیه السلام.
برای آنها نامه امام را می‌خواند و می‌گوید امام نامه نوشته است. این نامه امام‌تان است،چه کار می‌کنید؟

قبلَ أن یَفرُقَ هولاءِ من الغذات
می‌روند و هنوز غذای آن مهمان‌ها تمام نشده برمی‌گردند و پول‌ها را جلوی مفضل و اینها می‌ریزند.

فقال لهم المفضل تأمرونی ان اطرُدَ هولاء مِن عندی؟

مفضل می‌گوید : شما می‌گویید من اینها را از دور خودم برانم!!!؟

تَظُنون ان الله تعالی یحتاج الی صلاتِکم و صومِکم.

گمان‌تان بر این است که خدا محتاج نماز و روزه شماست؟ کار امام را راه بیندازید!!!

شیخ مفید و مناظره ای مفید!

در عصر شيخ مفيد‌(ره)، يكي از علماي بزرگ اهل تسنّن، در بغداد مجلس درسي داشت، و به نام «قاضي عبدالجبّار» خوانده مي‌شد، روزي قاضي عبدالجبّار در مجلس درس خود نشسته بود، شاگردانش از سنّي و شيعه حاضر بودند، در آن روز شيخ مفيد‌(ره) نيز به آن مجلس وارد شد و دم در نشست، قاضي تا آن روز شيخ مفيد را نديده بود، ولي وصفش را شنيده بود.

پس از لحظه‌اي، شيخ مفيد به قاضي رو كرد و گفت:

«آيا اجازه مي‌دهي، در حضور اين دانشمندان، سؤالي از شما ‌كنم؟»

قاضي: بپرس

شيخ مفيد: اين حديثي كه شيعيان روايت مي‌‌كنند كه پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ در صحراي غدير، دربارة علي‌ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ: هر كس كه من مولاي اويم، پس علي‌ مولاي اوست»

آيا اين حديث صحيح است و يا اين‌كه شيعه آن را به دروغ ساخته است؟

قاضي: اين روايت،صحيح است.

شيخ مفيد: منظور از كلمة «مولي» در اين روايت چيست؟

قاضي: منظور، آقائي و اولويّت است.

شيخ مفيد: اگر چنين است پس طبق فرمودة پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ،‌ علي‌ـ عليه السّلام ـ آقائي و اولويّت بر ديگران دارد، بنابراين، اين همه اختلاف و دشمني‌ها بين شيعه و سنّي براي چيست؟

قاضي: اي برادر! اين حديث (غدير) روايت (و مطلب نقل شده) است، ولي خلافت ابوبكر، «درايت» و امري مسلّم است، و آدم عاقل، به خاطر روايتي، درايت را ترك نمي‌كند!!

شيخ مفيد: شما دربارة اين حديث چه مي‌گوييد كه پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ، در شأن علي‌ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«يَا عَليُّ حَرْبُكَ حَرْبِي وَ سِلْمُكَ سِلمِي»:

«اي علي! جنگ تو،‌جنگ من است، و صلح تو،‌ صلح من است»

قاضي: اين حديث،‌صحيح است.

شيخ مفيد: بنابراين آنان‌كه جنگ جَمَل را به راه انداختند مانند طلحه و زبير و عايشه و...و با علي ـ عليه السّلام ـ جنگيدند، طبق حديث فوق و اعتراف شما به صحّت آن، بايد (با شخص رسول خدا‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ جنگيده باشند) و كافر باشند.

قاضي: اي برادر! آن‌ها (طلحه و زبير و ...) توبه كردند.

شيخ مفيد: جنگ جمل، درايت و قطعي است، ولي در اين‌كه پديد آورندگان جنگ، توبه كرده‌اند، روايت و شنيدني است، و به گفته تو نبايد درايت را فداي روايت كرد، و مرد عاقل به خاطر روايت، درايت را ترك نمي‌كند.

قاضي، در پاسخ اين سؤال فرومانده، پس از ساعتي درنگ ، سرش را بلند كرد و گفت : «تو كيستي؟»

شيخ مفيد: من خادم شما محمّد‌‌‌بن محمّد‌بن نعمان هستم.

قاضي همان‌دم برخاست و دست شيخ مفيد را گرفت و بر جاي خود نشانيد و به او گفت:

«اَنْتَ الْمُفِيدُ حقّاً»: «تو در حقيقت، مفيد (فايده بخش) هستي»

علماي مجلس از رفتار قاضي رنجيده خاطر شدند و همهمه كردند، قاضي به آن‌ها گفت: من در پاسخ اين شيخ (مفيد)، درمانده شدم، اگر هر يك از شما پاسخي دارد، برخيزد و بيان كند.

هيچ كس برنخواست، به اين ترتيب، شيخ مفيد،پيروز شد و لقب «مفيد» در اين مجلس، براي او بر سر زبان‌هاي مردم افتاد.

--------------------------------------------------------------------------------

مجالس المؤمنين، ج 1، ص 200 و 201

شهادت امام حسن عسکری(ع) بر تمامی شیعیان آن حضرت تسلیت باد

قيام خونين 19 دی مردم قم

 

رحلت مرموز آيت ا... سيد مصطفي خميني در آبان 1356 را مي توان نقطه عطفي در نهضت اسلامي مردم ايران دانست.

مجالس يادبود در سراسر کشور برگزار شد و در آن مراسم، تظاهرات گسترده عليه رژيم به پا شد. از اين رو رژيم، تصميم گرفت با توهين به ساحت حضرت امام خميني، چهره ايشان را به عنوان رهبري نهضت مخدوش کند. در اواسط دي ماه 1356، پيک دربار، نامه ممهور به مهر دربار را به داريوش همايون، وزير اطلاعات و جهانگردي داد. او نيز نامه را به روزنامه اطلاعات جهت انتشار سپرد.

مسعودي، صاحب امتياز روزنامه، مفاد مقاله را باعث واکنش علما و روحانيون و براي آينده روزنامه خطرناک مي دانست، اما در تماس با وزير اطلاعات و نخست وزير، آموزگار، دريافت که برخي از مفاد تند و تحريک آميز آن به خواست شاه در مقاله آمده است.

 در اين مقاله که با امضاي مستعار "احمد رشيدي مطلق" در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيد، بطور صريح، بي حجابي فضليت و حجاب، کهنه پرستي و ارتجاع معرفي و به ساحت مقدس امام خمینی، اهانت و قيام 15 خرداد 1342، توطئه استعمار سرخ و سياه معرفي شده بود. با انتشار اين مطالب اهانت آميز، اولين واکنش ها در شهر قم آغاز شد. مدرسين حوزه علميه قم دروس حوزه را در روز 18 دي تعطيل اعلام کردند و در اين روز، طلاب با تشکيل اجتماع بزرگي تظاهرات خود را به سوي منازل مراجع آغاز کردند و تعدادي از علما و مراجع قم در سخنراني هاي خود، به حمايت از امام و محکوميت اهانت به ساحت ايشان پرداختند. بازاريان قم با مشاهده حرکت حوزه علميه، تصميم به تعطيلي مغازه هاي خود در 19 دي گرفتند. روز نوزدهم دي ماه ساواک و شهرباني به کمک نيروهاي کمکي از تهران وارد شده و در حوالي مدارس علميه متمرکز شدند. اقشار مختلف مردم با راهپيمايي به سوي منازل بزرگان حوزه، رفته رفته خروشان تر مي شدند. نيروهاي رژيم با مشاهده حرکت عظيم مردم تصميم به حمله گرفتند و تيراندازي شروع شد و در این روز عده زیادی از طلاب و مردم قم به شهادت رسیده و یا مجروح شدند.

نتايج و پيامدهاي قيام نوزدهم دي :

1 ـ اثبات توخالي بودن شعار فضاي باز سياسي

 2ـ ثابت شد که شاه از حرکت مذهبي ـ سياسي به رهبري روحانيت و در راس آنها، حضرت امام، بيش از هر حرکت سياسي ديگر وحشت دارد

 3ـ نهضت در مسير صحيح خود قرار گرفت؛ به نحوي که ترفندهاي بعدي رژيم نيز بي ثمر افتاد

 4ـ متحجرين و مروجان جدايي دين از سياست منزوي شدند. اين قيام را بايد نقطه عطفي در تاريخ نهضت اسلامي دانست چرا که پس از آن امواج انقلاب اسلامي شدت گرفت و با چهلم هاي پي در پي مردم نقاط مختلف ايران دامنه انقلاب فراگير شد و در نهايت به سرنگوني رژيم پهلوي انجاميد.

روایتی از امام رضا (ع)

امام رضا علیه السلام فرمودند : هفت چیز در صورتی که بدون هفت چیز دیگر باشد نوعی مسخره کردن است :

۱. آن کس که به زبان، از خدا آمرزش طلبد و در دل از گناه کردن پشیمان نباشد، خود را به مسخره گرفته است.

۲. آن کس که از خدا درخواست توفیق و چاره سازی کند، ولی کوشش و تلاش ننماید ، خود را مسخره کرده است.

۳. آن کس که به دنبال احتیاط در امور باشد ولی (از شبهات و محرمات) پرهیز و دوری نکند خود را مسخره کرده است. …..

۴. آن کس که از خدا بهشت بطلبد و بر شداید و سختی ها پایدار و شکیبا نباشد خود را مسخره کرده است.

۵. آن کس که از آتش جهنم به خدا پناه جوید و شهوات دنیا را ترک نکند خود را به مسخره گرفته است.

۶. آن کس که به یاد مرگ افتد وخود را مهیای آن نسازد خود را مسخره کرده است.

۷. آن کس که خدا را یاد کند و مشتاق دیدار او نباشد ، خود را مسخره کرده است.



 

بیمار وهابی

مثنوی سیاسی افشین علا برای امام رضا ع

عمریست برضریح شما گریه کرده‌ایم

جز گریه در عزای امامان چه کرده‌ایم؟

بس روضه‌ها شنیده و از حال رفته‌ایم

عمری زچاه کوفه به گودال رفته‌ایم

تصویر ما ز حضرت خیرالنسا چه بود؟

جز پهلوی شکسته و جز بازوی کبود

درمانده‌ایم حیدر کرار ما کجاست؟

ما تشنه مانده‌ایم، علمدار ما کجاست؟

یاد حسین‌ (ع)، گم شده در یا حسین‌ ما

مسلم غریب مانده نه در کوفه، بین ما

جان‌ها چرا تهی ز تظاهر نمی‌شود؟

از ما چرا دوباره یکی حر نمی‌شود؟

ما رهزن خودیم چه باک از حرامیان

زینب اسیر ماست نه در بند شامیان

این کودکان غمزده این نسل بی‌نشان

طفلان مسلمند که سر می‌بریم‌شان

این‌ها رقیه‌اند به ویرانه‌ها مقیم

این‌ها سکینه‌اند گرفتار یاس و بیم

این نسل بی‌پناه به تردید مبتلا

تنها‌ترند یا که اسیران کربلا؟

درس ریا به مدرسه آموختیم‌شان

آتش به خیمه‌ها زده و سوختیم‌شان

با منکرات مونس و مالوف گشته‌اند

اینان ز بس که امر به معروف گشته‌اند

ای آمران صلاح شما در خموشی است

با مردمی که کلیه‌هاشان فروشی است

بس جان ملول گشت و بسی سینه مشمئز

از واعظان بی‌عمل غیرمتعظ

از پینه بر جبین و به جیب اسکانس‌ها

بگذشتن از فلک‌، رقم اختلاس‌ها

از حقه در نهان و عیان گفتن دروغ

از هشت سال امام زمان (عج) گفتن دروغ

ما زائر توایم ولی بار ماست کج

بر ما ببخش این‌همه یا ثامن الحجج (ع)

تبعیض در سلام

 

آفرین بر این مسحیان ایران زمین

حضرت فاطمه س در فراق پدر

پس از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، فاطمه علیهاالسلام در اجتماع زنان با بیان غم آلودی فرمود:

«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ انْقَطَعَ عَنَّا خَبَرُ السَّمَاءِ؛

همه از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم. وحی و خبر آسمانی از ما قطع شد.»

از معاذ بن جبل نقل شده است که فاطمه علیهاالسلام پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله فراوان می‌گریست و می‌فرمود:

            «یَا أَبَتَاهْ إِلَی جَبْرَئِیلَ نَنْعَاهُ اِنْقَطَعَتْ عَنَّا اَخْبَارُ السَّمَاءِ یَا اَبَتَاهْ لَا یَنْزِلُ الْوَحْیُ اِلَیْنَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ اَبَدا؛

ای پدر! پس از تو باید شکوه‌‌های دل را به جبرئیل گفت. [با وفات تو] خبرهای آسمانی قطع شد. ای پدر! دیگر برای همیشه از طرف خدا وحی فرو فرستاده نمی‌شود.»

و گاهی این اشعار را می‌خواند:

                            «اِذَا مَاتَ یَوْماً مَیِّتٌ قَلَّ ذِکْرُهُوَ ذِکْرُ أَبِی مُذْ مَاتَ وَ اللَّهِ أَزْیَد


                              تَاَمَّلْ اِذَا الْاَحْزَانُ فِیکَ تَکَاثَرَتْ اَعَاشَ رَسُولُ اللَّهِ اَمْ ضَمَّهُ الْقَبْرُ؛


هر کس بمیرد، یادش کم می‌شود، به جز پدرم که هر روز یاد او فزونی می‌گیرد.
بیندیش هنگامی که غم و اندوه در جانت فراوان می‌شود، آیا رسول خدا زنده است یا از دنیا رفته و در عالم قبر (برزخ ) است.

دختر بدرالدجاء امشب سه جا دارد عزا ......

دختر بدرالدجاء امشب سه جا دارد عزا     گاهی پدر گاهی حسن گاهی دگر گوید رضا

در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که ‏پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پیامبر اکرم (ص) یک ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزدیک شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‌گذارم و مى‌‏روم:  کتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود.

در حجه‌‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود:

مناسک خود را از من ‏فرا گیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم و هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید.

روزى به آن حضرت خبر دادند که مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین ‏و نگرانند. پیامبر در حالى که به فضل بن عباس و على بن‌ابى‏طالب (ع) تکیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس از درود و سپاس پروردگار، فرمود:

به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است که‏ جاودان باشد؟!

آگاه باشید ، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد.

روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود:

  «کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده‌ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام» .

در چند روز آخر از زندگى رسول اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

اى مردم ! آتش فتنه‏‌ها شعله ‏ور گردیده و فتنه‏‌ها همچون پاره‏هاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می‌کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند . آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم ( کتاب خدا و اهل بیتم .  بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می‌رسید.

 

ایام غم و اندوه

دهه آخر صفر

«روایت تاریخی حماسه ۹ دی»   در بیانات رهبر انقلاب

برنامه‌ریزی ده ساله دشمن برای فروپاشی نظام اسلامی در سال ۷۸ و ۸۸ 

دشمنان ما تصور ميكردند با رحلت امام، آغاز فروپاشى اين نظام مقدس كليد زده خواهد شد. آنها خيال ميكردند امام كه رفت، بتدريج اين شعله خاموش خواهد شد، اين چراغ خاموش خواهد شد. بعد، مراسم تشييع جنازه‌ى امام، آن احساسات مردم، آن حركت عظيم مردم در حمايت از كارى كه خبرگان كردند، اينها را مايوس كرد. يك برنامه‌ريزى ده ساله كردند - اين تحليل من است، اين به معناى اطلاع نيست؛ تحليلى است كه قرائن آن را براى ما اثبات ميكند - ده سال بعد اميدوار بودند كه نتيجه بدهد. سال ۷۸ كه آن حوادث پيش آمد، آن كسى كه اين حوادث را خنثى كرد، مردم بودند. روز بيست و سوم تير سال ۷۸ مردم آمدند در خيابانها، توطئه‌ى دشمن را كه سالها برايش برنامه‌ريزى كرده بودند، در يك روز باطل كردند. آن روز گذشت. موج دوم، باز يك برنامه‌ريزى ده‌ساله بود تا سال ۸۸ . به نظرشان فرصتى به دست مى‌آمد. به خيال خودشان زمينه‌ها را آماده كرده بودند. مطالباتى هم مردم داشتند - مردمى كه وابسته‌ى به نظامند، وفادار به نظامند - فكر كردند از اين مطالبات بتوانند استفاده كنند؛ لذا آن قضاياى سال ۸۸ به وجود آمد. دو سه ماه تهران را متلاطم كردند - البته فقط تهران را - دو سه ماه توانستند دلها و ذهنها را به خودشان مشغول كنند. اينجا هم مردم آمدند توى ميدان. بعد از آنكه باطنها ظاهر شد، در روز قدس مردم ديدند كه اينها حرف دلشان چيست، در روز عاشورا فهميدند كه اينها عمق خواسته‌هاشان تا كجاست، مردم عزيز ما به ميدان آمدند و حماسه‌ى نه دى را به راه انداختند. نه فقط در تهران، بلكه در سراسر كشور، ميليونها نفر در روز نهم دى، بعد هم بلافاصله در بيست و دوى بهمن آمدند توى ميدان، غائله را ختم كردند. اين، هنر مردم است. درود به مردم ايران. درود به ملت مومن و مبارز و بصير و آگاه ايران. ان‌شاالله به توفيق الهى، مردم همين راه را و همين خط را و همين آرمان را و همين عزم و همت را تا آخر ادامه خواهند داد. ۱۳۹۰/۰۳/۱۴

 حضور پرشور مردم؛ عامل شكست فتنه هجدهم تیر و فتنه ۸۸ 
در فتنه‌ى هجدهم تير، پنج روز بعد از اينكه فتنه‌گران فتنه‌ى خود را شروع كردند، مردم آن حركت عظيم ۲۳ تير را، نه فقط در تهران، بلكه در ساير شهرها به راه انداختند. در فتنه‌ى ۸۸، دو روز بعد از حوادث عاشورا، آن قضيه‌ى عظيم نهم دى به راه افتاد. همان وقت بعضى از ناظران خارجى كه از نزديك ديده بودند، در مطبوعات غربى نوشتند و ما ديديم، كه گفته بودند آنچه در نهم دى در ايران پيش آمد، جز در تشييع جنازه‌ى امام، چنين اجتماعى، چنين شورى ديده نشده بود. اين را مردم كردند. حضور مردم اينجورى است. ۱۳۹۰/۰۷/۲۰

 حركت عظیم مردمی؛ تنها راه‌حل مقابله با فتنه ۸۸ 
فتنه‌ى ۸۸ تنها آن چيزى نبود كه توى خيابان به وسيله‌ى تعدادى آدم ديده شد؛ اين يك چيز ريشه‌دارى بود، يك بيمارى عميقى درست كرده بودند، اهدافى داشتند، زمينه‌ها و مقدمات فراوانى برايش چيده شده بود، كارهاى بزرگى شده بود و هدفهاى بسيار خطرناكى دنبال اين كار بود، كه با اين برخوردهاى گوناگون سياسى و امنيتى و اينها حل نميشد؛ يك حركت عظيم مردمى لازم داشت؛ كه اين حركت، حركت ۹ دى بود؛ آمدند بساط فتنه و فتنه‌گران را در هم پيچيدند. لذا حادثه‌ى ۹ دى يك حادثه‌ى ماندنى در تاريخ ماست. من آن سال هم گفتم - پارسال بود يا پيرارسال بود - كه اين حادثه، حادثه‌ى كوچكى نيست. اين حادثه، شبيه حوادث اول انقلاب است. اين حادثه بايستى حفظ شود، بايستى گرامى داشته شود. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱

 روح دیانت حاكم بر مردم؛ نقطه مشترك ۹ دی و حضور مردم در سال ۵۷
در قضيه‌ى ۹ دى سال ۸۸ يك نكته اساسى است و آن نكته برميگردد به هويت انقلاب و ماهيت انقلاب. يعنى همان روحى كه حاكم بود بر اصل انقلاب ما و آن حضور عظيم بى‌نظير تاريخى در سال ۵۷، همان روح در ماجراى ۹ دى نشان داده شد؛ كمااينكه در قضاياى گوناگون ديگر هم نشان داده شده، ليكن در ۹ دى به شكل بارزى نشان داده شد؛ به طورى كه جاى انكار و ترديد و تامل براى هيچ كس از بدخواهان و دوستان و دشمنان و ديگران باقى نگذارد. آن روح چه بود؟ روح ديانت حاكم بر دلهاى مردم بود. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱

 توجه به فرهنگ عاشورا؛ خصوصیت مشترك ۹ دی و حوادث اول انقلاب 
يكى از خصوصيات ديگرى كه در حادثه‌ى ۹ دى هست، كه باز آن را كاملا به حوادث انقلاب نزديك ميكند، مسئله‌ى عاشوراست. يعنى در حوادث اول انقلاب هم محرم پيش آمد و امام آن نكته‌ى عظيم عجيب تاريخى را بيان كردند: «ماهى كه خون بر شمشير پيروز است». اين حرف كوچكى نيست: پيروزى خون بر شمشير. ماها عادت كرده‌ايم، اين حرفها را هى تكرار ميكنيم؛ كانه عمقش گاهى از يادمان ميرود. خون بر شمشير پيروز ميشود، مظلوم بر ظالم فائق مى‌آيد، كشته بر كشنده فائق مى‌آيد؛ اين همان چيزى است كه در عاشورا پيش آمد. امام اين را در محرم سال ۵۷ مطرح كردند، در قضيه‌ى ۹ دى هم باز پاى امام حسين در ميان بود، پاى عاشورا در ميان بود. اگر آن حركات سخيف و در واقع گريه‌آور از سوى اين گروه‌هاى ايضا سخيف، در عاشورا پيش نمى‌آمد، اين حركت عظيم و اين تحرك عمومى مردم معلوم نبود به اين شكل به وجود بيايد. اينجا هم پاى عاشورا در ميان بود. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱

 موضع‌گیری صریح در مقابل اهانت به امام حسین(ع)؛ نشانه روشن‌بینی مردم 
مى‌بينيد مردم پايبندى‌شان به مسائل دينى و ارزشهاى معنوى بيشتر شده است. كى در كشور ما اين همه جوان در مراسم معنوى شركت ميكردند؛ در مراسم عبادى ماه رمضان، در روز عيد فطر؟ اين اجتماعات عظيم، اين روشن‌بينى مردم در زمينه‌ى مسائل سياسى سابقه نداشته است. بعد از اهانتى كه در روز عاشوراى سال ۸۸ به وسيله‌ى يك عده تحريك شده نسبت به امام حسين انجام گرفت، دو روز فاصله نشد كه مردم در روز ۹ دى توى خيابانها آمدند و موضع صريح خودشان را علنى ابراز كردند. دستهاى دشمن و تبليغات دشمن نه فقط نتوانسته مردم را از احساسات دينى عقب بنشاند، بلكه روزبه‌روز اين احساسات تندتر و اين معرفت عميق‌تر شده است. ۱۳۸۹/۰۷/۲۷

شاهد «اعدام صدام» سکوتش را شکست

موفق الربیعی، مشاور سابق نخست‌وزیر عراق که شاهد اعدام صدام در سال ۲۰۰۶ بوده است، می‌گوید که دیکتاتور سابق عراق تا لحظه آخر قوی ماند و هیچ اثری از پشیمانی در او دیده نشد.

موفق الربیعی، مشاور سابق امنیت ملی نخست‌وزیر عراق که از دفتر خود در شمال بغداد، در نزدیکی همان زندانی که صدام در آن هفت سال پیش اعدام شد با خبرگزاری فرانسه مصاحبه می‌کرد، گفت: «یک جنایت‌کار؟ صحیح. یک قاتل؟ صحیح. یک سلاخ؟ صحیح. اما او تا پایان قوی ماند.»

خبرگزاری فرانسه در گزارش منتشره خود در روز جمعه می‌نویسد، الربیعی که خود به هنگام به‌ دار آویختن صدام حضور داشت می‌گوید، اثری از ندامت و ضعف در دیکتاتور سابق عراق ندیده است.

الربیعی می‌گوید: «من صدام را دم در تحویل گرفتم. هیچ کس با ما وارد نشد. هیچ خارجی‌ای و هیچ آمریکایی‌ای. او ژاکتی با پیراهن سفید به تن داشت، عادی و آرام. من هیچ نشانه‌ای از ترس در او ندیدم.»

مشاور پیشین نخست‌وزیر عراق متذکر می‌شود: «البته بسیاری از مردم می‌خواهند، من بگویم که او داشت از حال می‌رفت یا اینکه دارو مصرف کرده بود، اما این‌ها (توضیحات من) حقایقی هستند برای تاریخ.»

وی خاطرنشان می‌سازد: «من هیچ‌ ابراز تأسفی از او نشنیدم، هیچ تفاضایی برای این که خدا او را ببخشد یا تقاضایی برای عفو از او شنیده نشد.»

خبرگزاری فرانسه می‌نویسد، صدام که بیش از دو دهه مملو از سرکوب‌های بیرحمانه، جنگ‌های فلاکت‌بار و تحریم‌های تنبیهی بین‌المللی بر عراق حکومت راند، سرانجام بعد از اینکه به دلیل جنایت علیه بشریت در سال ۱۹۸۲ و قتل‌عام ۱۴۸ تن از شیعیان روستای دوجیل محکوم شد، به دار آویخته شد.

وی از ژوئیه سال ۱۹۷۹ تا مارس ۲۰۰۳ و حمله نیروهای بین‌المللی به رهبری آمریکا به عراق، حاکم این کشور بود. در دسامبر همان سال نیروهای آمریکایی صدام را در در گودالی در نزدیکی یک خانه روستایی در زادگاهش، تکریت پیدا کردند. سه سال بعد او اعدام شد؛ در سی‌ام دسامبر سال ۲۰۰۶.

موفق الربیعی‌، مشاور پیشین نخست‌وزیر عراق با واکاوی در خاطراتش ادامه می‌دهد: «وقتی او را آوردم دستبند به دستش زده بودند و قرآنی در دست داشت. او را به اتاق اجرای حکم آوردم؛ جایی که قرار بود فهرست کیفرخواست‌اش خوانده شود. صدام مرتبا می‌گفت، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، زنده باد فلسطین، مرگ بر مغان پارسی.»

الربیعی عنوان می‌کند، صدام سپس به اتاقی که باید در آنجا جان می‌داد، آورده شد. در آن جا بود که «ایستاد، به دریچه‌های اعدام نگاه کرد، بعد سراپایم را برانداز کرد و گفت، دکتر این برای مردان است.»

درست قبل از اعدام او چند نفر شعار دادند: «زنده باد محمدباقر صدر...مقتدی مقتدی.» تا یادی از فقیه شیعه‌ای که به دست صدام کشته شده بود و همچنین شناخته‌ شده‌ترین چهره از بازماندگان خانواده او و دشمن صدام کرده باشند. صدام جواب داد: «این مردانگی است؟»

موفق الربیعی می‌گوید، خود اهرم دریچه‌های اعدام را کشیده است، اما اهرم عمل نکرد. بعد فردی دیگر که نامش برده نشد، اهرم را برای دومین بار کشید، اهرم عمل کرد و صدام به دار آویخته شد.

صدام حسین کمی پیش از اعدام خود شروع به خواندن "اشهد" کرد اما به گفته الربیعی، اعدام او قبل از اینکه "اشهد"ش به پایان برسد انجام شد.

الربیعی می‌گوید، بعد به پایین رفته است تا جسد صدام را ببیند. جسد با هلی‌کوپتری آمریکایی از زندان محل اجرای حکم به مقر نوری مالکی، نخست‌وزیر عراق حمل شد. به گفته الربیعی، اطراف هلی‌کوپتر را مردم احاطه کرده بودند، جسد صدام را بر کف هلی‌کوپتر گذاشتند و درهای هلی‌کوپتر نیز در طول پرواز باز ماند.

وی می‌گوید: «به‌روشنی به خاطر دارم، زمانی که هلی‌کوپتر به سمت بغداد پرواز کرد خورشید هم طلوع کرد.»

به گزارش دویچه وله، مشاور سابق نخست‌وزیر عراق عنوان می‌کند که در آن زمان احساس "غریبی" داشته است. وی می‌گوید، صدام جنایات زیادی انجام داد و سزاوار هزاران بار اعدام بود اما در هر صورت احساس او "غریب" است.

به گفته وی، اعدام صدام بعد از کنفرانس ویدئویی مالکی و جورج بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا انجام گرفت. بوش از نخست‌وزیر پرسید: «شما می‌خواهید با این جنایت‌کار چه کنید؟» مالکی جواب داد: «به دارش می‌آویزیم.» بوش در پاسخ انگشت خود را بالا برد و با این علامت موافقت خود را اعلام کرد.

در برابر شهدا باید سر تعظیم فرود آورد.

روحانی و شهدا

یاد آوری به مسئولین !

منبع : http://majrohin.blogfa.com/

بسم الله الرّحمن الرّحیم

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ (آل عمران ، آیه 169)

«مظهر قدرت ایران شهدا هستـند» امام خمینی

از باب تذکر و امر به معروف و نهی از منکر مسئولین ، تلنگری کوچک به آقایان میزنیم، که :

                                      «ان الذکر تنفع المومنین»...

آقایان مسئول یادشان باشد که با فداکاری و خون شهدا و رای همین مردم شهیدپرور به اینجا رسیده اند و دیرهنگامی نخواهد آمد که این مقام خدمت را از دست خواهند داد!

پس باید قدردان این نعمتها باشند و شکر عملی آن را به جا آورند...

یادتان باشد که مظهر قدرت ایران شهدای گرانقدر ما هستند و دشمن از این تفکر عاشورایی است که میترسد و جرات هیچ غلط و حماقتی را در خود نمی بیند.

پس شما هم در گفتار و رفتار و سخن یاد شهدا باشید و از راه و منش آنان پیروی کنید و گونه ای رفتار نکنید که دشمن خوشحال شود و سخنانی بگوید که عزت ما نادیده انگاشته شود!

و بدانید که شهدا ناظر و حاضر هستند و امروز و فردا باید جواب گوی آنان باشید...

                                                                                                و العاقبة للمتقین

شهدای خوروبیابانک

ماجرای عجیب هلاکت جمعی از بنی‌امیه

از جمله مهمترین ظلم‌ها و جنایت‌های بزرگ تاریخ، ظلم بنی‌امیه نسبت به خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مکان‌ها و زمان‌های مختلف به ویژه در واقعه کربلا بود که پیامدهای مهمی به همراه داشت؛ از جمله باعث قیام‌های خونینی (مانند قیام توابین، قیام مختار و ...) پس از واقعه عاشورا علیه بنی امیه شد.

انتشار اخبار کربلا تأثیر عجیبى در میان مسلمانان گذاشت، اوج مظلومیّت امام حسین علیه‌السلام و یارانش و نهایت قساوتى که در شهادت آنان و اسارت خاندان پاکش آشکار شده بود، سبب نفرت مسلمانان از دستگاه خلافت اموى شد و همین امر، دودمان بنی امیه را به باد داد.

از جمله مسائلی که در تاریخ ثبت شده و مایه عبرت است این است که هنگامى که «عبداللَّه سفّاح» نخستین خلیفه عباسى بر تخت قدرت نشست، در فکر بود که چگونه از سران بنى‌‌‏امیّه انتقام سختى بگیرد.

در همین ایّام، سران بنى‌‌‏امیّه که پراکنده شده بودند، به او نامه نوشتند و از او امان خواستند.

«سفّاح» از فرصت استفاده کرد و پاسخ محبّت‏‌آمیزى به آنها داد و نوشت که به کمک آنها سخت نیازمند است و آنان را مورد عطا و بخشش قرار خواهد داد؛ لذا سران «آل‌‏زیاد» و «آل‌مروان» و خاندان معاویه دعوت او را پاسخ گفتند و نزد او حاضر شدند.

«سفّاح» دستور داد کرسى‏‌هایى که به زیور طلا و نقره آراسته براى آنها نصب کردند و این شگفتى مردم را برانگیخت که چرا «سفّاح» با این جنایتکاران چنین رفتار مى‏‌کند.

در این موقع یکى از درباریان وارد مجلس شد و به «سفّاح» خبر داد که مردى ژولیده و غبارآلود از راه رسیده و درخواست ملاقات فورى دارد.

«سفّاح» با این اوصاف او را شناخت، گفت: قاعدتاً باید «سُدَیْفِ» شاعر باشد؛ بگویید وارد شود.

«بنى‏‌امیّه» با شنیدن نام «سُدیف» رنگ از چهره‏‌هایشان پرید و اندامشان به لرزه در آمد؛ زیرا مى‏‌دانستند او شاعرى توانا، فصیح، شجاع و از دوستان و شیعیان على علیه‌السلام و از دشمنان سرسخت بنى‌‏امیّه است.

«سُدیف» وارد شد؛ هنگامى که نگاهش به بنى‏امیّه افتاد، اشعار تکان‌‏دهنده‌‏اى در مورد ظلم‏‌هاى بنى‏‌امیّه بر بنى‌‏هاشم قرائت کرد که از جمله آنها این دو بیت بود:

وَ اذْکُرُوا مَصْرَعَ الْحُسَیْنِ وَ زَیْدِ وَ قَتِیلٍ بِجانِبِ الْمِهْرَاسِ‏

وَ الْقَتِیلَ الَّذِی بِحَرَّانَ أَضْحَى‏ ثاوِیاً بَیْنَ غُرْبَةٍ وَ تَتَاسِ‏

«به یاد آورید! محلّ شهادت حسین علیه‌السلام و زید را و آن شهیدى که در مهراس (اشاره به شهادت حمزه در احد) شربت شهادت نوشید.

و آن شهیدى که در حرّان به شهادت رسید و تا شامگاهان در تنهایى بود و (حتّى جنازه او) به فراموشى سپرده شد».

(اشاره به شهادت «ابراهیم بن محمّد» یکى از معاریف بنى‏‌هاشم و بنى‏‌عبّاس در سرزمین حرّان در نزدیگى مرزهاى شمالى عراق است).

«سفّاح» دستور داد خلعتى به «سُدیف» بدهند و به او گفت: فردا بیا تا تو را خشنود سازم و او را مرخص نمود؛ سپس رو به بنى‏امیّه کرد و گفت: سخنان این برده و غلام بر شما گران نیاید، او حق ندارد درباره موالى خود سخن بگوید؛ شما مورد احترام من هستید (بروید و فردا بیایید!)

بنى‏‌امیّه پس از بیرون آمدن از نزد سفّاح به مشورت پرداختند. بعضى گفتند: بهتر آن است که فرار کنیم؛ ولى گروه بیشترى نظر دادند که خلیفه وعده نیکى به ما داده و «سُدیف» کوچکتر از آن است که بتواند نظر خلیفه را برگرداند.

فردا همه نزد «سفّاح» آمدند؛ او دستور پذیرایى از بنى‏امیّه را داد؛ ناگهان «سُدیف» شاعر وارد شد و رو به سفّاح کرد و گفت: «پدرم فدایت باد! تو انتقام گیرنده خون‌هایى؛ تو کشنده اشرارى».

سپس اشعار بسیار مهیّجى خواند که از ظلم و بیدادگرى بنى‏‌امیّه مخصوصاً از ظلم آنها بر شهیدان کربلا سخن مى‏‌گفت.

«سفّاح» ظاهراً برآشفت و به «سُدیف» گفت: تو در نظر من احترام دارى؛ ولى برگرد و دیگر از این سخنان مگو و گذشته را فراموش کن.

بنى‏‌امیّه از کاخ «سفّاح» بیرون آمدند و به شور پرداختند؛ گفتند: باید از خلیفه بخواهیم «سُدیف» را اعدام کند و گرنه سخنان تحریک‌‏آمیز او ما را گرفتار خواهد کرد.

«سفّاح» شب هنگام «سُدیف» را احضار کرد و گفت: واى بر تو چرا این قدر عجله مى‌‏کنى؟!

«سُدیف» گفت: «پیمانه صبر من لبریز شده و بیش از این تحمّل ندارم. چرا از آنها انتقام نمى‏‌گیرى؟»

سپس بلند بلند گریه کرد و اشعارى در مظالم بنى‏‌امیّه بر بنى‌‏هاشم‏ خواند که سفّاح را تکان داد و به شدّت گریست.

«سُدیف» نیز آن قدر گریه کرد که از هوش رفت؛ هنگامى که به هوش آمد «سفّاح» به او گفت روز آنها فرا رسیده و به مقصودت خواهى رسید! برو امشب را آرام بخواب و فردا بیا. امّا «سُدیف» آن شب به خواب نرفت و پیوسته با خدا مناجات مى‌‏کرد و از او مى‏‌خواست سفّاح به وعده‏اش وفا کند.

«سفّاح» روز بعد براى اغفال بنى‌‏امیّه دستور داد، منادى ندا کند که امروز روز عطا و جایزه است. مردم به طرف قصر هجوم آوردند و درهم و دینارهایى در میان آنها پخش شد. سفّاح چهارصد نفر از غلامان نیرومند خود را مسلّح ساخت و دستور داد هنگامى که من عمامه را از سر برداشتم، همه حاضران را به قتل برسانید.

سفّاح در جاى خود قرار گرفت و رو به بنى‌‏امیّه کرد و گفت: امروز روز عطا و جایزه است؛ از چه کسى شروع کنم؟ آنها براى خوشایند سفّاح گفتند: از بنى‏‌هاشم شروع کن!

یکى از غلامان که با او تبانى شده بود، گفت: «حمزة بن عبدالمطلّب» بیاید و عطاى خود را بگیرد.

سُدیف که در آنجا حاضر بود، گفت: حمزه نیست!

سفّاح گفت: چرا؟ گفت زنى از بنى‏‌امیّه به نام «هند»، «وحشى» را واداشت تا او را به قتل برساند؛ سپس جگر او را بیرون آورد و زیر دندان گرفت.

سفّاح گفت: عجب! من خبر نداشتم، دیگرى را صدا بزن.

غلام صدا زد: «مسلم بن عقیل» بیاید و عطاى خود را بگیرد!

خبرى نشد؛ سفّاح پرسید: چه شده؟ سدیف در جواب گفت: «عبیدالله بن زیاد» او را گردن زد و طناب به پاى او بست و در بازارهاى کوفه گردانید.

سفّاح گفت: عجب! نمى‏‌دانستم؛ دیگرى را طلب کنید و غلام همچنان ادامه داد و یک یک را صدا زد، تا به امام حسین علیه‌السلام و ابوالفضل العبّاس و زید بن على و ابراهیم‏ بن محمّد رسید و بنى‌‏امیّه هنگامى که این صحنه را دیدند و این سخنان را شنیدند، به مرگ خود یقین پیدا کردند.

اینجا بود که آثار خشم و غضب در چهره سفّاح کاملاً نمایان شد و با چشمش به سُدیف اشاره کرد و «سُدیف» اشعارى انشاء کرد که از جمله دو بیت زیر است:

حَسِبَتْ أُمَیَّةُ أَنْ سَتَرْضَى‏ هاشِمُ عَنْها وَ یَذْهَبُ زَیْدُهَا وَ حُسَیْنُهَا

کَذِبَتْ وَ حَقِّ مُحَمَّدٍ وَ وَصِیِّهِ حَقّاً سَتُبْصِرُ مَا یُسِیی‏ءُ ظُنُونَهَا

«بنى‌‏امیّه پنداشتند که بنى‌‏هاشم به آسانى از آنها خشنود مى‏‌شوند و حسین بن على علیه‌السلام و زید را فراموش مى‏‌کنند.

دروغ گفتند! به حقّ محمّد و وصىّ او سوگند! که به زودى چیزهایى مى‌‏بینند که به اشتباه خود پى مى‌‏برند».

سفّاح با صداى بلند گریه کرد و عمامه را از سر انداخت و سخت آشفته شد و صدا زد:

«یالَثاراتِ الْحُسَیْنِ، یالَثاراتِ بَنِی‌‏هاشِمٍ؛ اى خونخواهان امام حسین و اى خونخواهان بنى‌‏هاشم!».

غلامان با مشاهده این علامت از پشت پرده‏‌ها بیرون آمدند و با شمشیر به جان سران بنى‌‏امیّه افتادند و همه آنها را به هلاکت رساندند. (منهاج البرائه، علامه خویی، ج ۷ ص ۲۲۳؛ پیام امام، ج ۶ ص ۴۹۵؛ عاشورا ریشه‏‌ها، انگیزه‌‏ها، رویداد‌ها، پیامد‌ها، ص ۶۸۷)

امیرمؤمنان علیه‌السلام در یک پیش‌‏بینى عجیب در ارتباط با حکومت بنى‌‏امیّه و انقراض سریع آنان فرموده بود: «حَتَّى یَظُنَّ الظَّانُّ أَنَّ الدُّنْیَا مَعْقولَةٌ عَلَى بَنِی أَمَیَّةَ؛ تَمْنَحُهُمْ دَرَّهَا؛ وَ تُورِدُهُمْ صَفْوَهَا، وَ لَایُرْفَعُ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ سَوْطُهَا وَ لَا سَیْفُهَا، وَ کَذَبَ الظَّانُّ لِذلِکَ. بَلْ هِیَ مَجَّةٌ مِنْ لَذِیذِ الْعَیْشِ یَتَطَعَّمُونَهَا بُرْهَةً، ثُمَّ یَلْفِظُونَهَا جُمْلَةً؛

بعضى گمان‏ کردند دنیا به کام بنى‏‌امیّه است و همه خوبى‏‌هایش را به آنان مى‌‏بخشد و آنها را از سرچشمه زلال خود سیراب مى‏‌سازد (و نیز گمان کردند که) تازیانه و شمشیر آنها از سر این امّت برداشته نخواهد شد، کسانى که چنین گمان مى‌‏کنند، دروغ مى‏‌گویند (و در اشتباهند) چه این‌‏که سهم آنها از زندگى لذّت‌‏بخش، جرعه‏‌اى بیش نیست، که زمان کوتاهى آن را مى‏‌چشند، سپس (قبل از آن که آن را فرو برند) بیرون مى‌‏افکنند!». (نهج البلاغه، خطبه ۸۷)

غوغای غم

 بار بگشایید اینجا کربلاست

 آب و خاکش با دل و جان آشناست

 بر مشام جان رسد بوی بهشت

 به به از این تربت مینو سرشت

 ماه اینجا واله و سرگشته است

 و آن شهاب ثاقب از خود رفته است

 اربعین است اربعین کربلاست

 هر طرف غوغایی از غم‏ها به پاست

 گویی از آن خیمه‏های نیم سوز

 خود صدای العطش آید هنوز

 هرکجا، نقشی ز داغ ماتم است

 هر چه ریزد اشک در اینجا کم است

 باشد از حسرت در اینجا یادها

 هان به گوش دل شنو فریادها

 تا قیامت کربلا ماتم سراست

 حضرت مهدی «حسان» صاحب عزاست

 حبیب اللّه‏ چایچیان (حسان)


اربعین حسینی

سلام ای نازنین آلاله های سرخ زهرایی
که بشکفتید روی نیزه ها در اوج زیبایی
سلام ای یوسف بی پیرهن! ای بحر لب تشنه!
سلام ای آفتاب منخسف! ای ماه صحرایی!
زجا بر خیز، ای اشکم نثار حنجر خشکت!
که از بهر تو آب آورده ام با چشم دریایی
اگر چه قامتم خم گشت از کوه فراق تو 
خدا داند شکستم پشت دشمن را به تنهایی
سر تو قطعنامه خواند و من تکبیر می گفتم 
که بر بیدادگر طشت طلا شد طشت رسوایی
اگر از شام می پرسی زننگ شامیان این بس 
که با سنگ جفا کردند از مهمان پذیرایی


چنان داغ تو آبم کرده و از پا درافکنده 
که ممکن نیست جز با چشم تو زینب را تماشایی
به لطف و رأفتت نازم که در ویران سرا یک شب
سر پاک تو شد بر ما چراغ گردهم آیی
خدا دادِ دل ما را ز اهل شام بستاند
که بهر کف زدن کردند دور ما صف آرایی
گرفتم پیکرت را چون به روی دست در مقتل
گریبان چاک زد ازاین شکیبایی، شکیبایی
قبول حضرتت افتد که هم چون ابر باران زا
به یاد حلق خشکت چشم میثم گشته دریایی