رمضان و گره گشایى از كار دیگران

یكى از عوامل ارتقاى درجه روزه ، گره گشایى است .

گره گشایى از مشكلات مردم ، دستگیرى از حاجتمندان و رسیدگى به كار ارباب رجوع ، یكى از عوامل تقرب به خداست و به موازات آن كناره گیرى و شانه خالى كردن از حل مشكلات مردم نیز سبب محروم شدن از الطاف الهى و عامل رویگردانى انبیا و اولیاست .

امام حسین علیه السلام فرمود:

بدون تردید نیازهاى مردم به شما از جمله نعمت هاى خداوند است .

 شخصى در معیت امام صادق علیه السلام مشغول طواف مستحبى بود، امام علیه السلام متوجه شد كه او به كسى خیره شده است ، پرسید، كسى چشم انتظار توست ؟

آن شخص ‍ گفت : آرى ، فلانى را قول داده بودم تا براى حل مشكل او اقدامى كنم ، ولى او هنگامى آمده كه مشغول طواف هستم .

امام (علیه السلام) فرمود: طواف را رها كن و براى رفع مشكل آن شخص ‍ اقدام كن كه در پیشگاه خداوند هفتاد برابر طواف مستحبى پاداش دارد.

على بن یقطین وزیر هارون ، خواست شب هنگام خدمت امام هفتم علیه السلام شرفیاب شود، ولى امام او را راه نداد، فرداى آن روز، اتفاقا در بازار به امام برخورد كرد، راز راه ندادن خود را پرسید.
امام علیه السلام فرمود: به خاطر آنكه ابراهیم جمال از بصره به بغداد آمد و جهت حل مشكل خود از تو كمك خواست ، او را نپذیرفتى و كمكش ننمودى ،
على بن یقطین عرض كرد الآن چه كنم ؟
امام علیه السلام فرمود: رضایت او را باید جلب كنى . ابن یقطین گفت : او در بصره است و من در مدینه . امام هفتم فرمود: امشب در كنار بقیع شترى براى تو مهیاست ، سوار مى شوى و در بصره به در خانه ابراهیم جمال مى روى جلب رضایت مى كنى و باز مى گردى .

على بن یقطین به در خانه ابراهیم رفت و رضایت او را جلب نمود و برگشت ، و خدمت امام علیه السلام مشرف شد.

امام علیه السلام ضمن پذیرش خاطر نشان ساخت در دربار بمان ، ما در حق تو دعا مى كنیم ، به شرط آنكه در پى حل مشكل ارباب رجوع از شیعیان ما باشى .

از این حدیث به دست مى آید كه رضاى شیعیان موجب رضاى امام و ناراحتى شیعیان مایه نارضایتى امام علیه السلام خواهد بود.

امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه یك طواف خالصانه انجام دهد، شش هزار درجه كسب مى كند، شش هزار گناه او محو مى شود، ولى مشكل گشایى و برآورده ساختن حاجت انسان با ایمان : ... برتر از ده بار تمام انجام طواف است .

صاحب مستدرك الوسایل ، در جهت قضاء حوائج مؤمنان به شدت تلاش مى كرد.

او مى گفت : عملى ، همپاى ثواب زیارت امام حسین علیه السلام نیست ، ولى در احادیث و روایات دیدم كه قضاء حاجت برادر مؤمن از ثواب زیارت حضرت سیدالشهدا برتر است .

مقدس اردبیلى یادآور مى شود: ... لقضاء حاجة المؤ من ... فانه لا شك انه اعظم من النافلة ... .

در احادیث آمده است :

كسى كه در پى قضاء حوائج ارباب رجوع باشد، خدا در پى قضاء حوائج او خواهد بود.

عبرت از عاشورا

زمانه به جائی رسید که خلق اندیشه های خود را به نام دین در دین وارد کردند به گونه ای که نیازی به امام مسلمین ندیدند و سر از نهروان در آوردند و آنقدر خرافه کردند که عمر عاص به تزویر مسلمانی به تمسخر قرآن را بر نیزه کرد تا امام بر حق را محکوم جهل مردم کند .

وامروز هم متاسفانه در ادارات دیارمان شاهدیم که بنام قرآن و حسین بن علی زیارت عاشورا برگذار می کنند و تحت پوشش زیارت خدمت به خلق متوقف می گردد. در کدامین فراز دعا و کدامین آیه قرآن امر به توقف خدمت به خلق توصیه شده است؟

این کسانی که تکیه بر جای ابو موسی اشعری و عمر عاص زده اند بدانند که در دزدی وقت مردم سهیمند و بدانند که برای خدمت به خلق از بیت المال ارتزاق میکنند پس وقتشان متعلق به خلق است .

آقایان  عزیز یا باید مجتهد باشند یا مقلد .

اگر مقلدند و تابع ولی امر حد اقل استفتائی از ایشان داشته باشند تا بتوانند جواب جهالی مانند اینجانب را داشته باشند.

 و اگر مرجعند و مجتهد برگی از توجیه المسائل خویش را به ما نیز بدهند تا با مجالست با ایشان اندوخته ای برای آخرت خویش پیش فرستیم . وبا نگاه به چهره این علما عبادتی برای خویش داشته باشیم و در آخرت از شفاعت علمای دیار بهره مند گردیم .

به امید روزی که او بیاید و جهالت را از زمین پاک نماید .

 

انتشار دو نامه از یک جوان دلسوز خوری

http://www.khoornews.com/khoornews/more.asp?newsID=821

 

خبرهاي شهرستان / یکشنبه 17 تیر 1391
خورنیوز__تارنامه خورنیوز در راستای همراهی و همدلی با مردم و مسئولین و به عنوان یک رابط دو نامه نوشته شده توسط آقای رضا کوهی جوان فعال خوروبیابانکی را به منظور رفع سریعتر مشکلات زمین در این شهر منتشر کرده است.
جا دارد مسئولین امرتوجه نمایند
11:54

 

محضر مبارک امام جمه محترم شهرستان خوروبیابانک

با سلام و درود و صلوات بر محمد و ال مطهرش وارزوی سلامتی و طول عمر برای رهبر معظم انقلاب اسلامی و سلامتی حضرت عالی
باری افتخار میکنم و بر خود می بالم که در شهرستان محروم و کویری خوروبیابانک متولد و به این آب و خاک دلبسته و عاشقم و زندگی در این شرایط سخت و جانفرسا را بر سفر به شهرهای دیگرترجیح داده ام.
طبیعی است که در همه شهرها مشکلاتی فراروی جوانان هر شهری می باشد که مسئولین بایستی با همت و تلاشی مضاعف سعی در برطرف کردن این مشکلات داشته باشند.
امروز ما بایستی این واقعیت را مد نظر داشته باشیم که در چگونه شهرستانی زندگی میکنیم.در شهرستانی دوراز مرکز کشور و دور از مرکز استان و فاقد هرگونه امکانات رفاهی  اب نه چندان مطلوب و هوای بسیار گرم و طاقت فرسا و...
تصور همگان بر اینست که در اینچنین شهری میتوان به راحتی و قیمتی مناسب زمینی را جهت سکونت و ایجاد شغل جدید تهیه کرد و اساسا" این زمین چه ارزشی می تواند داشته باشدو الحق که این گمان باید صحیح باشد.
اما با گذری در شهر در می یابیم که درسودایی خام هستیم و این املاک و خانه ها نه تنها بسیار گران بلکه به سرعت درحال گران شدن می باشد .
براستی:
آیا ادامه این روندباعث مهاجرت به خارج و عدم پیشرفت نمیگرددو ایا نتیجه ای جز ایجاد فساد و تباهی و خسران در شهرستان به دنبال خواهد داشت؟
از آن مقام عزیز خواهشمند است عنایت خاص به این موضوع داشته و مسولین نسبت به بررسی ریشه های این امر در شهرستان تحقیق و بررسی نموده در جهت حذف عوامل بوجودآورنده و تشدیدکننده این معظل و ارائه راهکارهای عملی گام بردارند.
امیداست بزودی شاهدثبات و دوام در بازار زمین و مسکن شهرستان باشیم و دعای خیر جوانان این شهرستان را بدرقه راهتان می کنیم.

                                                                                       با احترام
                                                                                        رضا کوهی

رونوشت:
نماینده محترم شهرستانهای نائین و خوروبیابانک
فرمانداری محترم شهرستان خوروبیابانک
شورای اسلامی شهرستان خوروبیابانک


 انتشار نامه فوق که بیان کننده یکی از مشکلات و معضلات شهرستان عزیزمان می باشداظهار نظرات مختلفی را در پی داشت.اما به راستی تا چه حد این افکار و نظرات بر پایه واقعیات موجود در جامعه می باشدو چه خوب است که زمینه گفتمان و دوری از گمان را درجامعه فراهم کنیم.
بر خود لازم میدانم از امام جمعه محترم تشکر نمایم که قول مساعدت و همکاری دراین امر را فرمودند.اما در هر جمعی که صحبت از زمین و قیمت آن در شهرستان می گردد همه در یک موضوع وحدت نظر دارند که : " شورا و شهرداری مقصر اصلی در این امر می باشند".
این ایده انگیزه ای برای حضور اینجانب در جلسه شورای شهر گردید که جا دارد از اعضای محترم شورای شهر خصوصا" ریاست محترم شورای شهر و آقای شاهچراغی تشکر نمایم که از اینجانب جهت شرکت در جلسه شورا دعوت نموده و با کمال احترام پذیرای حقیر گردیده و وقت خود را به این امر  اختصاص داده و با سعه صدر به صحبت حقیر گوش فرا دادند و سپس مواردی را متذکر گردیدند که  بر خود لازم میدانم به رسم امانت داری و بی کم و کاست بیان نمایم  که اهم آن به شرح ذیل میباشد:
1-گرانی زمین یکی از دغدغه ها و نگرانیهای شهرداری می باشد.
2-شهرداری متولی امر واگذاری زمین نمی باشد.
3-زمین های موجود اموال شهرداری می باشند که قانونا" بایستی از طریق مزایده واگذار گردند.
4-هدف از فروش زمین تنها رفع پاره ای از نیازهای شهرداری و ایجاد ثبات در بازار می باشد.
5-اعضای شورا و خانواده آنها هیچ گونه دخالتی در امر بازار زمین و شرکت در مزایدات شهرداری ندارند.
6-شورا هیچ پنهان کاری در زمینه امور محوله نداشته و همواره پاسخگوی مردم بوده و خواهد بود و اظهار نظرات گروهی را خارج از ادب و موازین شرعی می داند.
7-قیمت زمین های مزایده ای بر اساس نظر کارشناسی می باشد اما این مردم هستند که با قیمت های بسیار بالا در مزایدات شرکت می نمایند و ازاین باب شهرداری هیچ گونه مسولیتی ندارد.
و در نهایت:
    8-شورا همیشه این آمادگی را داشته و دارد و به این امر افتخار می کند که پاسخگوی مردم باشد و این آمادگی را دارد که در نشستی همگانی دیداری صمیمی با مردم داشته باشد.
قضاوت درباب موارد فوق را به خودتان واگذار می نماییم اما :
امیدوارم با مساعدت و همت مسولین هر چه زودتر مقدمات نشستی صمیمانه با این عزیزان فراهم گردد تا ضمن ارائه پیشنهادات مردمی به نتایج عملی دراین زمینه دست یابیم.

                                                                  با احترام                          
                                                                 رضا کوهی   

برای کتاب و کتابخوانی در شهر خور چه کرده ایم؟؟؟؟؟

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان و اهمیت کتاب و کتاب خوانی و مطالعه سخنان بسیار زیبائی دارد که باید مورد توجه مسئولین فرهنگی شهرستان خصوصاً در رأس ایشان فرماندار محترم که افتخار مدرک کتابداری را دارند و اعضای شورای شهر های شهرستان که اکثراً لباس فرهنگی بودن را برازنده خویش می دانند و شهرداران محترم که باید در خدمت شهر و فرهنگ دیار خویش و شهر ستان کویری باشند، قرار گیرد و کم کاری های سالیان گذشته جبران گردد.

رهبر انقلاب می فرماید : در اهمیت عنصر کتاب برای تکامل جامعه انسانی ، همین بس که تمامی ادیان آسمانی و رجال بزرگ تاریخ بشری ، از طریق کتاب جاودانه مانده اند و روابط فرهنگی جامعه بشری نیز از پوشش کتاب و مبادلات فرهنگی تقویت شده است.

از کار خسته نشوید و هیچ کاری را هم زیادی ندانید . الان نظام جمهوری اسلامی به انواع و اقسام کارهای فرهنگی در سطوح مختلف نیازمند است . هرکس بتواند در این زمینه ها کاری بکند ، باید بداند که همان کار لازم را انجام داده است.

ما کار موازی و کار زیادی نداریم . اگر ده کار موازی هم در زمینه فرهنگی انجام بگیرد ، به نظر من زیادی نیست ، چون عقب افتادگی و کمبود خیلی زیاد است به همین دلیل هم الان در بین مردم مان ، کتاب ، کتابخوانی و مطالعه و اشتغال به ذهنیات ، کم و مهجور است ؛ این به خاطر همین کم کاری های گذشته است .

در سال های گذشته وضعیت کتابخانه ها مان بهتر بود یا حالا؟

چه کسی باید به فکر ترویج فرهنگ مطالعه و پژوهش در دیارمان باشد؟ تا جوانان و شهری داشته باشیم که حرکت به سوی علم هدف همه باشد و کارهای اساسی بر پایه علم و پژوهش باشد که از دوباره کاری و چند باره کاری جلو گیری شود.

استانداری محترم استان و نهاد کتابخانه ها از بدو حضور برای خدمت چه گامی در خدمت به مردم این دیار برداشته اند؟

 جناب آقای فرماندار و شهردار شهر خور چند سال دیگر باید به انتظار نشست تا فرهنگ سرای درّ کویر که تابلوی آن هم گرفتار طوفان حوادث شد برای خدمت به جوانان آماده گردد یا اینکه فکر دیگری برای ساختمانش شده است ؟؟؟؟؟؟؟

چرا کتابخانه عمومی با توجه به اینکه شهردار و فرماندار و شورای اسلامی در شورای آن دخیلند سیر قهقرائی را رقم می زند ؟ اینگونه خدمت گذاری تان سزاوار مردم شریف شهر خور است ؟؟/

 و ....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا حرکت در خط ولایت با نادیده گرفتن حرف ولی فقیه می شود ؟؟؟؟

آیا شهیدان دیارمان همچون شهید خسروی که خود کتابخانه ای تاسیس کرد تا خدمتی به انقلاب کرده باشد اگر فردای قیامت سر راهمان قرار گیرد شرمنده نخواهیم شد؟؟؟؟

در راستای عملی کردن بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی  تا به حال چه اقداماتی در سطح شهرستان برای عملی کردن آن در این خصوص برداشته شده است ؟

باشد که با پاسخ شنیدن ذهن کورمان روشن گردد و همگان در خدمت به نظام جمهوری اسلامی و ولی نعمتان آن مردم فهیم استوار و ثابت قدم باشیم تا بتوانیم ذخیره ای اندوخته کنیم که بتوانیم از پل صراط به سلامت گذر کنیم باشد که این فرصت را ارزان نفروشیم.

نیمه شعبان

ای گل نرگس که در پرده غیبی

شود که بیائی ؟

 نشسته ام به انتظار

که بیائی ..........

ولادت علی اکبر

حضرت علی اکبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان،سال۴۳ قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است.او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد.

ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست.

بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است که جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثفیف تبلور یافته است.

نقل است روزی علی اکبر(ع) به نزد والی مدینه رفته و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او میبرد، در آخر والی مدینه از علی اکبرسئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، « ما یُریدُ اَبُوک؟ » پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اکبر(ع) نزد اباعبدالله الحسین (ع) برد، ایشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به من عنایت کند نام همه ی آنها را علی می گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه ی آنها را نیز فاطمه می گذارم.

درباره شخصیت علی اکبر(ع) گفته شد، که وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع کمالات، محامد و محاسن بود. در روایتی به نقل از شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه آمده است: اباعبدالله الحسین هنگامی که علی اکبر را به میدان می فرستاد، به لشگر خطاب کرد و فرمود:« یا قوم، هولاءِ قد برز علیهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... ای قوم، شما شاهد باشید، پسری را به میدان می فرستم، که شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله (ص) است بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول الله(ص) تنگ می شد نگاه به وجه این پسر می کردیم.

بنا به نقل ابوالفرج اصفهانی، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومین خلیفه راشدین) دیده به جهان گشود.این قول مبتنی بر این است که وی به هنگام شهادت بیست و پنج ساله بود. در برخی روایات هم سن ایشان را ۲۸ ساله ذکر کرده اند، وی در مکتب جدش امام علی بن ابی طالب (ع) و در دامن مهرانگیز پدرش امام حسین(ع) در مدینه و کوفه تربیت و رشد و کمال یافت.

امام حسین (ع) در تربیت وی و آموزش قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگیخت.

به هر روی علی اکبر(ع) در ماجرای عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در کنار پدرش امام حسین(ع)بود و با دشمنانش به سختی مبارزه می کرد. شیخ جعفر شوشتری در خصائص نقل می کند: هنگامی که اباعبد الله الحسین علیه السلام در کاروان خود حرکت به سمت کربلا می کرد، حالتی به حضرت(ع) دست داد بنام نومیه و در آن حالت مکاشفه ای برای حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت که خارج شد استرجاع کرد: و فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون » علی اکبر(ع) در کنار پدر بود، و می دانست امام بیهوده کلامی را به زبان نمی راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودی؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان دیدم این کاروان می رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علی اکبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود: آری ما بر حق هستیم. علی اکبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باکی نداریم،

گفتنی است، با این که حضرت علی اکبر(ع) به سه طایفه معروف عرب پیوند و خویشاوندی داشته است، با این حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهیان یزید، هیچ اشاره ای به انتسابش به بنی امیه و ثفیف نکرد، بلکه هاشمی بدون و انتساب به اهل بیت(ع) را افتخار خویش دانست و در رجزی چنین سرود:

أنا عَلی بن الحسین بن عَلی نحن بیت الله آولی یا لنبیّ

أضربکَم با لسّیف حتّی یَنثنی ضَربَ غُلامٍ هاشمیّ عَلَویّ

وَ لا یَزالُ الْیَومَ اَحْمی عَن أبی تَاللهِ لا یَحکُمُ فینا ابنُ الدّعی

وی نخستین شهید بنی هاشم در روز عاشورا بود و در زیارت شهدای معروفه نیز آمده است:

السَّلامُ علیکَ یا اوّل قتیل مِن نَسل خَیْر سلیل.

علی اکبر(ع) درنبرد روز عاشورا دویست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاکت رسانید و سرانجاممرّه بن منقذ عبدی بر فرق مبارکش ضربتی زد و او را به شدت زخمی نمود. آن گاه سایر دشمنان، جرأت و جسارت پیدا کرده و به آن حضرت هجوم آوردند و وی را آماج تیغ شمشیر و نوک نیزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانیدند.

امام حسین(ع) در شهادتش بسیار اندوهناک و متأثر گردید و در فراقش فراوان گریست و هنگامی که سر خونین اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدی علی عَلَی الدّنیا بعدک العفا (فرزندم علی ،دیگر بعد از تو اف بر این دنیا

در مورد سنّ شریف وی به هنگام شهادت، اختلاف است. برخی می گویند هجده ساله، برخی می گویند نوزده ساله و عده ای هم می گویند بیست و پنج ساله بود.اما از این که وی از امام زین العابدین(ع)، فرزند دیگر امام حسین(ع) بزرگتر یا کوچک تر بود، اتفاقی میان مورخان و سیره نگاران نیست. روایتی از امام زین العابدین(ع) نقل شده که دلالت دارد بر این که وی از جهت سن کوچک تر از علی اکبر(ع) بود. آن حضرت فرمود: کان لی اخ یقال له علیّ اکبر منّی قتله الناس ...

مقبره حضرت علی اکبر علیه السلام در کربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است و در سلام زیارت عاشورا منظور از وعلی علی ابن الحسین، آقا علی اکبر علیه السلام می باشد.