نگاهی به زندگی شریعتی؛ از تولد در روستای کاهک تا درگذشت پرابهام در لندن

دکتر "علی شریعتی" معلم، سخنران و نظریه پرداز انقلابی دوم آذر 1312 در "کاهک" روستایی با آفتابی سوزان در بخش داورزن شهر سبزوار چشم به جهان گشود. پدرش استاد محمد تقی شریعتی مزینانی بود. او در خانواده ای روحانی متولد شده بود.

علی شریعتی می نویسد: پدرم نخستین سازنده ابعاد روحم؛ کسی که برای اولین بار هم هنر فکر کردن را به من آموخت و هم فن انسان بودن را. طعم آزادی، شرف، پاکدامنی، مناعت، عفت روح، استواری، ایمان و استقلال دل را..."

علی در کودکی برای آموختن قرآن به مکتب خانه روستا رفت و در واقع اولین معلم او "ملا زهرا" مکتب دار روستای کاهک بود. علی در سال 1319 وقتی هفت ساله بود در دبستان "ابن یمین" مشهد ثبت نام کرد، ولی پدر به خاطر ناآرام شدن اوضاع کشور (تبعید رضاشاهو  اشغال کشور توسط متفقین) خانواده اش را به روستا فرستاد. در سیزده سالگی وارد دبیرستان "فردوسی" شد.

شریعتی درباره این دوره می نویسد "مغزم در ین زمان با فلسفه رشد می کرد و دلم با عرفان داغ می شد". علی از کتاب های معمولی شروع کرد ولی در ادامه به کتاب های "موریس مترلینگ" و "آناتول فرانس" علاقه مند شد.

در شانزده سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانشسرای مقدماتی شد. اما در سال دوم دانشسرا که همزمان با اوج گیری نهضت ملی و نخست وزیری "دکتر محمد مصدق" بود گویی همه چیز تغییر کرد. دکتر شریعتی در سال 1331 "انجمن اسلامی دانش آموزان و دانشجویان" را تاسیس کرد و در مدت 8 سال برگزاری جلسه های هفتگی آن را که شامل سخنرانی، بحث و تحقیق در مسایل فکری و مکاتب فلسفی و اقتصادی بود بر عهده داشت. در سال آخر دانشسرا به پیشنهاد پدر شروع به ترجمه کتاب "ابوذر" کرد.

بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشسرا در روز بیستم مهر 1331، در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) استخدام شد و از روز یازدهم آبان همان سال در دبستان "کاتب پور" مشهد مشغول تدریس شد. او کتاب "مکتب واسطه اسلام" را در همین زمان نوشت.

علی ضمن کار در دبستان، در کلاس های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم کامل ادبی گرفت. در همان روزها در کنکور حقوق شرکت کرده بعد از تاسیس "دانشکده علوم و ادبیات انسانی" در مهر 1334 علی وارد این دانشکده شد.

دکتر شریعتی در تیر 1337 ازدواج کرد. علی در سال 1344 و بعد از موفقیت در امتحانات "شورای عالی اداری" به عنوان کارشناس کتاب های درسی به تهران منتقل شد و با مرحوم برقعی و شهید باهنر همکاری کرد. در آن روزها "سازمان جلب سیاحان" از علی خواست کتابی تاریخی- فرهنگی درباره استان خراسان بنویسد و او کتاب "راهنمای خراسان" را نوشت. از کارهای دیگر دکتر شریعتی در این دوره ترجمه کتاب "سلطان پاک" نوشته "پروفسور لویی ماسینیون" بود.

دکتر در سال 1347 کتاب کویر را منتشر کرد. وی در این سال با دعوت استاد شهید مرتضی مطهری برای سخنرانی به حسینیه ارشاد تهران رفت. در واقع دریچه ای نو برای خدمت به دین در برابرش گشوده شده بود.

موضوع سخنرانی او در حسینیه ارشاد عبارت بودند از: "امت و امامت"، "تمدن و تجدد"، "نگاهی به تاریخ فردا"، "علی تنهاست" و "میعاد با ابراهیم". او در مدرسه عالی بازرگانی به موضوع "انسان و تاریخ" پرداخت. در همان وقت کتاب "هبوط در کویر" را نوشت و مقاله زیبای "از هجرت تا وفات" او در کتاب "خاتم پیامبران" از طرف حسینیه ارشاد به چاپ رسید.

دکتر شریعتی در سال 1349 به بخش تحقیقات وزارت علوم در تهران منتقل شد. موضوع تحقیق او "تعلیم و تربیت در اسلام" بود. این کتاب در اوایل پیروزی  انقلاب اسلامی به نام "مکتب و تعلیم و تربیت" چاپ شد. از سال 1346 تا 1352 تلاش فراوانی در ایجاد آگاهی و علاقه نسل جوان به دین مبین اسلام کرد. سال 1349 و 1350 سال های پرکاری  علی بود. سخنرانی زیبای "نیایش" او هرگز از یاد حسینیه ارشاد نمی رود. دیگر سخنرانی های علی در آن سال ها عبارت بود از: "مذهب علیه مذهب"، "روشنفکر  و مسئولیت شیعه بودن" و "شیخ علوی و صفوی".

دکتر شریعتی در مرداد 1350 از طرف حسینیه ارشاد همراه با یک راهنما برای تحقیقات تاریخی و اسلامی به "آفریقا" رفت. در تابستان 1352 ماموران ساواک به خانه او در مشهد حمله کردند. در اسفند1354 شاه ایران "محمدرضا پهلوی" برای گذراندن تعطیلات زمستانی به کشور سوئیس رفت و سپس به منظور حضور در کنفرانس سران "اپک" رهسپار کشور "الجزایر" شد.

شهید علی شریعتی به عنوان یکی از بزرگترین عوامل و محرکان ایدئولوژیک انقلاب و گسترش موج اسلام خواهی میان جوانان و روشنفکران شناخته شده است. اگر محققان و اسلام شناسان غیرایرانی چه در غرب و چه در جهان سوم شریعتی را یکی از ایدئولوگ های اسلامی در ایران و یکی از برجسته ترین متفکران و مبلغان اسلامی معاصر به حساب می آورند راه خطا نرفته اند. نقش شریعتی در بیدارگری اسلامی و طرح اسلام به عنوان یک ایدئولوژی پویا و کارساز در میان جوانان ایرانی بر کسی پوشیده نیست. از طرف دیگر شریعتی به حق یکی از بزرگترین متفکران تجدید حیات اسلام در جهان معاصر می باشد.

 5 سال اقامت در دانشگاه پاریس به شریعتی فرصت داد تا نه تنها فارغ از دغدغه  و نگرانی های دیگر به مطالعات خود ادامه دهد بلکه با کتاب هایی آشنا شود که در ایران وجود نداشت. او توانست با مکاتب فکری مختلف اجتماعی و فلسفی آشنایی و تماس پیدا کند ونیز آثار فیلسوفان، دانشمندان و نویسندگانی چون هانری برگسن، آلبر کامو و جامعه شناسی نظیر گورویچ، ژاک برگ و اسلام شناسی چون لویی ماسینیون را مورد مطالعه قرار دهد.

اقامت شریعتی در پاریس با یک مرحله جدید حیاتی در تحول جنبش مذهبی در داخل ایران همزمان بود. شریعتی با روش ایمان برانگیز، منطقی، علمی و مترقی خود نفوذ فوق العاده ای روی جوانان تحصیل کرده ایران به جای گذاشت و آنها را از رفتن به سوی ماتریالیسم. ستایش کورکورانه غرب و بی تفاوتی یا خصومت نسبت به مذهب، بازداشت. شریعتی در جهانی که به گفته خود او "زر" و "زور" و "تزویر" در آن حاکم بودیک انسان استثنایی و به قول خودش یک "مرد خدا" و نیز "مدافع حقوق مردم" در زمینه های اجتماعی و سیاسی به شمار می رفت.

تمام تحلیل های فلسفی، تاریخی و جامعه شناختی شریعتی یک جهت گیری مذهبی داشت که بعد اسلامی آن از همه  برجسته تر بود. او یک روش سیستماتیک برای شناخت و فهم اسلام تجویز کرد. به گفته او "تفکر صحیح اساس شناخت حقیقی است و شناخت حقیقی عقیده و ایمان استوار را به بار می آورد." این اصل مشخص باعث ایجاد آگاهی در انسان می شود.

علی شریعتی اواخر ماه مه 1977 برابر با 29 خرداد 1356 به طرز مرموزی در لندن درگذشت. کتاب های علی شریعتی بیشمار و متنوع اند. آثار منتشر شده او شامل 20 کتاب و بیش از 50 رساله است.


 

آمدن و رفتن احمدی نژاد

24 خرداد

هوای چشم من و تو چقدر بارانی است

و باغ ، تشنه یک اتفاق  "روحانی" است

 

وظیفه ملی و بسیار مهم

ستاد انتخابات مردمی

جمله نابهنگام احمدی نژاد که توافق بزرگ هسته ای را به هم زد

در مناظره تلویزیونی روز جمعه دکتر علی اکبر ولایتی با ایما و اشاره به یک مقام بلند پایه اجرایی اشاره کرد که عملا در روند مذاکرات علی لاریجانی و خود او با عالی ترین مقامات فرانسوی اختلال ایجاد کرد.

 هر چند این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری از محمود احمدی نژاد نام نبرد اما فرد مورد اشاره  و موضوع  مورد انتقاد را باید رییس جمهور و  نطق او  در راهپیمایی روز قدس در روز  13 مهر سال 1386 دانست.

به گزارش عصر ایران، اظهارات رییس جمهور در آن  روز از این قرار است:
 "ما دیگر حاضر نیستیم که به عرصه سیاسی برویم و دربارة حقوق ملت ایران با برخی از قدرتها بنشینیم صحبت کنیم، به چه دلیل؟ ما یک عضو آژانس هستیم وحقوقی وتکالیفی داریم و تکالیفمان را کامل انجام دادیم. البته از حقوق مان کامل استفاده نکردیم. 

 بعضی ها از   موضوعات دیگری ناراحت اند. ناراحت هستند که مسئله هسته ای ایران این طور به فضل الهی به نفع ملت ایران حل شده است. ناراحت اند و می خواهند بی جهت در مسئله دخالت کنند. راه افتاده اند می گویند ما می خواهیم برای حل بن بست هسته ای راه حل بدهیم. کدام بن بست هسته ای؟ چه کسی در بن بست است؟ دنیا بداند ملت ایران این ملت الهی هیچ گاه بن بست نداشته است ... ملت ایران که در بن بست نیست، که عده ای احساس مسئولیت کنند و سرخود بلند شوند بروند بخواهند با آنها مذاکره کنند، آنها هم استقبال کنند."  

ماجرا از این قرار بوده که علی لاریجانی ، به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی با خاویر سولانا - رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا - در حال مذاکره بود و به توافقاتی هم برای مختومه کردن مساله هسته ای رسیده بودند که احمدی نژاد در سخنان روز قدس آن سال ، به اروپایی ها پیام داد این شخص ، سر خود آمده است!

بعد از این سخنان ، تلکس خبری سخنان احمدی نژاد در اختیار سولانا قرار گرفت و مذاکرات شکست خورد و لاریجانی که در آستان مختومه کردن پرونده بود ، با دست خالی به ایران بازگشت و سپس به نشانه اعتراض به رفتارهای غیراصولی احمدی نژاد استعفا کرد و احمدی نژاد ، بلافاصله سعید جلیلی را به جای او منصوب کرد و بعد از آن هیچگاه مذاکرات دبیر شورای عالی امنیت ملی را خودسرانه نخواند!

14 خرداد گرامی باد

تذکر سید حسن خمینی به سایت جماران

بسمه تعالی
برادران سایت جماران
در روزهای اخیر به مناسبت سخنان یکی از امامان جمعه، در سایت شما مطلبی تحت عنوان نامه وارده منتشر شده است که برخی از قسمت های آن شاید با فرهنگ امام هم خوانی نداشته باشد. ممکن است در لحظاتی من هم عصبانی شوم، ولی هرگز نباید از مسیر ادب و اخلاق خارج شد. لذا ابتدا به خود و سپس به شما عزیزان تنبه می‌دهم که حتی اگر کسی نسبت به ما از حدود ادب خارج شد، ما باید پاسدار اخلاق اسلامی باشیم. 
برادرتان 
سید حسن خمینی