ماجراي ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه از زبان امام رضا عليهم السلام

ماجراي ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه از زبان امام رضا عليهم السلام

پرده‌ي اول؛ علي: دل من

تصميم به ازدواج گرفته بودم ولي جرأت نمي‌کردم اين مطلب را به سرورم بگويم، اما شب و روز در فکر آينده‌ي خود بودم، تا اينکه يك روز كه پيش حبيبم بودم به من گفت: علي جان! با ازدواج چطوري؟ من كه سرم پايين بود، زير چشمي مي‌ديدم كه پيامبر چه لذت پدرانه‌اي مي‌برند از اينكه به دامادي من فكر مي كند. با خجالت، آهسته گفتم: رسول خدا خود داناتر است.  اما دلم عين سير و سركه مي‌جوشيد، نگران بودم. آخر من دلم را به ناز دلبري باخته بود و مي‌ترسيدم كه حضرت كسي ديگري را به من پيشنهاد دهد. در قبيله ما، قريش، دختر كم نبود، اما آنكه دل مرا برده بود از آنان نبود. نگران بودم.

پرده‌ي دوم؛ باز هم علي: خبر آمد خبري در راه است

نفهميدم چه شده بود که گفتند حبيبت با تو كار دارد.  او جان من بود كه تا ندايش به گوش مي‌رسيد لبيك من به سوي او پرّان مي‌شد. اما اينبار دلم كمي مي‌لرزيد انگار چيزي فهميده بود. خودم را به خانه امّ‌سلمه رساندم ، تا چشم پيامبر به من افتاد از جا كنده شده و دستهايش را گشود به سوي من آمد. من كه بهتم برده بود. چقدر پيامبر خوشحال بود! چشمانش برق مي زد و چنان مي‌خنديد كه دندانهاي نازش پيدا بود، و من همچنان بهت زده بودم كه گفت: علي جانم! مژده بده! مژده! . گفتم سرورم خير است انشاالله، اول بگوييد چه شده! همچنانكه مرا به سينه‌ي خود فشار مي‌داد و مي‌خنديد گفت: خدا ازدواج تو را که فکر مرا مشغول کرده بود خود به عهده گرفت.

مرا مي‌گويي! پاهايم سست شد! پر از شور و تشويش. ديگر صبر نداشتم. ماجرا چيست؟ من بي دلم.

پرده‌ي سوم؛ حبيب خدا:  در آسمان

نشسته بودم كه دوست آسماني من، جبرئيل،  با شاخه‌هاي سنبل و ميخك (قَرَنفُل) نزد من آمد و آنها را به من داد، من آن دو را گرفتم و بوييدم و گفتم: دسته گل به چه مناسبتي است؟ دوستم گفت: مگر خبر نداري ؟ خداوند حوران بهشت را امر فرموده که تمام فردوس را تزيين كنند، به بادهاي بهشتي هم دستور داده تا با بوي انواع عطر بوزند، و حورالعين را به خواندن سوره‌هاي «طه» ، «ياسين» ، «شوري» و... امر فرمود، و به يک ... .

جبرئيل هم ذوق زده و يك نفس، با آب و تاب مشغول تعريف بود اما من هنوز جوابم را نگرفته بودم . اين همه بريز و بپاش براي چه؟ مگر عروسيه؟! در اين فكرها بودم كه دوستم گفت: خدا به جارچي بهشت گفته كه جار بزند: اي پريان من! اي بهشتيان جمع شويد كه اينجا جشن عروسي است! فاطمه را عروس علي كردم. علي به دلبرش رسيد، آخر آنها دل داده‌ي هم بودند... . جبرئيل همچنان داشت تعريف مي‌كرد. اما من وقتي اين را شنيدم ناگاه به شوق از جا پريدم و خدا را شكر گفتم. بنازم به تو اي خداي خوب من كه چه خوب در و تخته را به هم جور مي‌كني. خودم را جمع كردم كه ببينم ديگر چه خبر بوده. دوست آسمانيم گفت: خداوند تبارک و تعالي به راحيل، آ ن پري خوش كلام و خوش صدا، امر فرموده که خطبه بخواند.

پرده‌ي چهارم؛ راحيل:  قرار عاشقي

من هم مثل همه پر از شور بودم و تصميم داشتم كه خطبه‌ي اين دو عاشق را به زيباترين شكل بخوانم، خطبه‌اي ماندگار. من چقدر خوشبخت بودم خطبه‌ي زهرا و علي را مي‌خواندم. همه ساكت بودند و من گلواژه‌هاي ادبستان عاشقي را بر هم مي‌تنيدم. همه ساكت بودند و به من گوش مي‌دادند. تا آنكه من با صلواتي به حبيب خدا كلامم را تمام كردم كه خِتامش به مِسك باشد. به شور اين پيوند و اتمام خطبه همهمه‌اي به پا شد كه ناگاه آن خدا به ندايي گفت: «اي حوريان بهشت من! به علي بن ابي طالب حبيب محمّد، و فاطمه دختر محمّد تبريک بگوييد. من براي آنان خير و برکت قرار دادم». خاضعانه به درگاه خداوند عرض كردم: پروردگار من، برکت تو بر آن دو بيشتر از آنچه ما در بهشت ديديم نيست؟ خداوند، بنده نوازانه فرمود: اي راحيل! از جمله برکت من بر آن دو اين است که آنان را بر محبّت خودم، با هم همراه مي‌کنم و حجّت خود بر مردم قرارشان مي‌دهم، و قسم به عزّت و جلالم که از آن دو، فرزنداني بوجود خواهم آورد که در زمين گنجينه‌داران معادن حکمت من باشند.

 

پرده‌ي پنجم؛ علي: شكرانه

من به عشقم رسيده بودم و بسان موج به ساحل رسيده آرام بودم. و تنها آنچه بايد مي‌كردم افتادن به پاي كسي بود كه پيوند دهنده‌ي دلهاست. اين بود كه بيدرنگ و متواضعانه، از صميم دل زبان گشودم كه: «رَبِّ اَوزِعني اَن اَشکُرَ نِعمتَکَ التي اَنعمتَ عَلَيَّ» پروردگارا! مرا بر آن‌ دار که شکر نعمتي که به من دادي، به ‌جاي آرم (نمل: 19)

حبيبم نيز دعاي مرا آمين گفت .

پرده‌ي ششم؛ فاطمه: شاهد پرده نشين

سالها بود كه من از پس پرده به كمالات علي  دل سپرده بودم. من هم به علي دلباخته بودم و او خبر نداشت. هربار كه در خانه براي خواستگاري به صدا مي‌آمد مرا موج تشويش و اندوه مي‌برد. هميشه با خود مي‌گفتم چه مي‌شد كه علي به خواستگاري من مي‌آمد؟ با خودم مي‌گفتم بروم و به پدر بگويم كه خود به علي پيشنهاد دهد، اما من كه چنين رويي نداشتم.

گاهي وقتها كه تنها بودم در خيالم به عروسيَم فكر مي‌كردم. به اين كه در كنار تو براي خطبه عقد نشسته‌ام. آن موقع بود كه بي اختيار خنده‌ام مي‌گرفت. من كه در زندگي‌ام مدام در سختي و غم بودم، تمام خوشيهايم را با تو مي‌جستم. و هميشه منتظر رسيدن به تو بودم. اكنون كه همسر تو‌ام، اكنون كه تو مال مني، چقدر خوشحالم.

راستي چقدر من و تو به هم مي‌آييم!

پرده‌ي هفتم؛ پيامبر: راز ناز

رازي در دلم بود كه بايد به علي مي‌گفتم. او بايد مي‌دانست كه چقدر براي من و دخترم عزيز است. صدايش كردم و به او گفتم: علي جانم! بزرگاني از قريش در مورد ازدواج فاطمه با تو مرا سرزنش کردند و گفتند: ما او را از تو خواستگاري کرديم ولي او را به ما ندادي، بلکه به عقد علي در آوردي، من هم به آنان گفتم: قسم به خدا، من اين کار را نکرده‌ام، خداوند او را به شما نداد و به عقد علي در آورد، جبرئيل بر من نازل گشت و گفت: اي محمّد! خداوند- جل جلاله- مي‌فرمايد: اگر علي را خلق نکرده بودم، براي دخترت فاطمه، در روي زمين، از آدم تا خاتم، کفو وهمتايي نبود. آري تو همسر زهرايي. جز تو كسي در قد زهرا نبود. جز تو كه مي‌تواند نيمه‌ي زيبنده‌ي زهرا باشد؟ كه مي‌تواند پدر حسنين باشد؟ دوستت دارم علي جان!

پرده‌ي هشتم؛ من: خوشه‌هاي پند

 من وارد صحنه مي‌شوم. چراغها روشن مي‌شود. هنوز گونه‌ تماشاچيان به تب اين نمايش گرم است و چشمها خيره. وسط صحنه مي‌ايستم و شروع مي‌كنم:

سلام

به شما شاهدان اين پيوند آسماني، تبريك مي‌گويم.

سوالي از شما مي‌پرسم: كجاي اين داستان زندگي و دنياي رنگ باخته‌ي من و تو را نقش مي‌زند؟

چند دقيقه‌اي بر جاي خود بنشينيد. و همچنان كه به اين آيات گوش مي كني، ببين علي و زهرا كه حجت براي تو هستند ماجراي ازدواجشان چه درسي براي تو دارد؟

من از خودم شروع مي‌كنم. درسي كه من گرفتم اينها بود:

1- زن و شوهر بايد كفو هم باشند. و كفويت يعني همان همسري. يعني قد و قوارشان يكي باشد. قديميها مي‌گفتند كبوتر با كبوتر ... . اين همسري و هم شأني در همه چيز است در تيپ، در خانواده، در دارايي، در تحصيلات و در... . ديديد چقدر بعضي زن و شوهرها نا متوازنند؟

2- نتيجه‌ي ازدواج فرزند است. خدا علي و زهرا به هم رساند تا حسن و حسين از دامن آنان برآيند. چقدر اين نكته مهم است و چقدر ما به آن بي توجه. در انتخاب همسر دقت كنيم و ببينيم فرزندمان از ريشه‌ي كه شيره ‌مي خورد و در دامان كه پرورده مي‌شود. خلاصه آنكه ما نيم سيبي هستيم كه سراغ نيمه‌ي گم شده‌ايم. بايد حواسمان باشد كه به كه مي‌چسبيم!

شما چه درسهايي گرفتيد؟

آستانه اين مطلب پذيراي تبريكات شما به مميمنت اين خجسته پيوند است!

كامتان به نام علي و همسرش، شيرين مدام بادا

کتابخانه عمومی خور بزودی گشایش می یابد؟

کتابخانه عمومی خور

مقام معظم رهبری : 

 ارتباط مردم با كتاب، باید بیش از این باشد. من مى‏بینم كه متأسفانه كتاب در جامعه ما، آن مقدار كه شأن این جامعه اقتضا مى‏كند، رواج ندارد.

امید می رود با نسیم بهاری ایام فجر جوانان دیارمان و اهل ادب و فرهنگ و مطالعه به خود ببالند که دیار شعر و آفتاب صاحب کتابخانه می شود .

انشا الله و به فضل الهی امید آن داریم که در ایام بهار انقلاب تلاش های اهل دل در دعا ثمر دهد و به همت مسئولین دیارمان و اعضای شورای شهر شاهد افتتاح کتابخانه عمومی شهر خور باشیم .

 

عکسی از اختر کویر علامه بزرگوار شیخ محمد حسین اعلمی حائری مهرجانی

آیه الله اعلمی حائری مهرجانی

این تصویر آیت الله شیخ محمد حسین اعلمی حائری مهرجانی است که در كتاب عظیم ایشان به نام مقتبس الاثر فیما دُثر من الخبر  كه به «دائرةالمعارف اعلمی» اشتهار یافته توسط انتشارات اعلمی بیروت به چاپ رسیده است.

با تشکر از سید اکرم الشهرستانی مسئول انتشارات اعلمی در شهر مقدس کربلا که این عکس را ارسال نمودند.

جمعه"دحوالارض" می‌باشد، از دستش ندهید! (+اعمال)

 دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید. از این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا ...

جمعه بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روز «دحوالارض» است. در متون و روایات دینی، ‌برای این روز و شب پیش از آن آثار و بركاتی ذكر شده است.

برای بهره‌گیری از برکات و اعمال این شب و روز مبارک، مطلب زیر تقدیم می‌شود:

1. تعریف

دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.

از این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.

به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها) به همین واقعه اشاره دارد.

2. ذوالقعده؛ ماه حرام

ماه ذوالقعده (یا همان ذیقعده در تلفظ فارسی) اولین ماه از ماه‌های حرام است. ماه‌های حرام زمان‌هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژه‌ای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.

اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان كرد این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد. لذا شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.

 

3.مناسبت های دیگر این روز

گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آنرا دوچندان نموده اند؛ از جمله:

میلاد ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام .

میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام .

خروج رسول اکرم صلی الله علیه و آله از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما و نیز تمامی همسران و بسیاری از اصحاب پیامبر (ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.

در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.

4. اعمال شب و روز دحو الارض

* روزه :

روز دحوالارض از چهار روزی است كه در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روایتى آمده است كه روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است ؛ و در روایت دیگر كفاره هفتاد سال است و هر كه این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود ؛ و هر چه در میان آسمان و زمین وجود دارد براى كسی كه در این روز روزه‏دار باشد استغفار می‌كنند. و این روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در این روز اجر بسیارى است و از براى این روز به غیر از روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل وارد است .

* نماز :

نمازى كه در كتب شیعه قمیین روایت شده .

و آن دو ركعت است در وقت چاشت در هر ركعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ پس دعا كند و بخواند یا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .

* دعا :

خواندن این دعا است كه شیخ در مصباح فرموده مستحب است خواندن آن

اللَّهُمَّ دَاحِی الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِی هَذَا الْیوْمِ مِنْ أَیامِكَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیكَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّی عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَیرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یا خَیرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ یا كَفِی یا وَفِی یا مَنْ لُطْفُهُ خَفِی الْطُفْ لِی بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِكَ وَ أَیدْنِی بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِی كَرِیمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیاءَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْكُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَینَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِینِی النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِی فِی لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یوْمَ یقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیائِكَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِكْ أَشْیاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِكَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِكَهُمْ وَ ضَیقْ عَلَیهِمْ مَسَالِكَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِكَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَیهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِكَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِكَ فِی أَعْدَائِكَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیتَ إِلَیهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَكَ حَتَّى تَرْضَى وَ یعُودَ دِینُكَ بِهِ وَ عَلَى یدَیهِ جَدِیدا غَضّا وَ یمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِیامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیامَهُ وَ صَلِّ عَلَیهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَینَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیهِ [عَلَیهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ

* زیارت حضرت امام رضا علیه السلام :

كه بهترین و بافضیلت‌ترین عمل مستحبی این روز است. 

* غسل

* ذكــر خداوند :

معنای ذكر، فقط گفتن الفاظ و اوراد و نام‌های خداوند نیست. بهترین نوع ذكر خدا، به یاد خدا بودن و او را بر اعمال و گفتار و كردار خویش ناظردانستن است.

وَیلُ لِلمُطَفِّفینَ : وای به حال کم فروشان ( المطففین آیه 1 )

حضرت محمد ( ص ):بحارالانوار ج 93
هر کس بخواهد دعایش مستجاب شود ، باید کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد . دعای هیچ بنده ای که مال حرام در شکمش باشد یا حق کسی بر گردنش باشد ، به درگاه خدا بالا نمی رود .

یکی از عوامل گرفتاری انسان به عذاب در دنیا و آخرت گناه کم فروشی و گرانفروشی است .

کم فروشی و گرانفروشی یکی از آفات بزرگ اقتصادی به شمار میرود که خداوند در قرآن کریم به کسانی که این گناه را مرتکب می شوند ، هشدار جدی داده و آن را گناه کبیره به حساب آورده است ، چرا که این گناه اقتصاد سالم جامعه را به فساد می کشاند .

کم فروش و گرانفروش گرچه به سود بیشتری میرسد ولی با فراهم شدن عذاب اُخرت وی کار او بد فرجام می شود .
 
رزق اندک و حلال بهتر از درآمدهای بسیار ، اما حرام است چرا که دنیا فانی و آخرت باقی است و روزی در پیشگاه خداوند به خاطر اعمال و رفتارمان مسئولیم ، لذا آخرت گرایی بهتر از دنیا گرایی است .
 
ضمن اینکه این گناه در دنیا مانع درک حقیقت و قساوت قلب و دور شدن از خدا می شود ، زمانی که حرص و طمع در انسان زنده شد ایمان در او می میرد و خدا در قلب او جایی ندارد .
در تاریخ عاشورا میخوانیم که امام حسین (ع) چندین مرتبه لشکر یزید را موعظه کرد و آنان به تمسخر آن حضرت پرداختند و آن حضرت فرمودند : شکم های شما از حرام پُر شده است و دیگر سخن حق در روح و جان شما اثری ندارد یعنی لقمه ی حرام تأثیر مستقیم در روح انسان دارد .
 
در حدیث قدسی آمده است که خداوند تبارک وتعالی می فرماید :
ای محمد (ص) همانا عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن طلب روزی حلال است ، پس چون خوراکی و نوشیدنی خود را از حرام پاک کردی در پناه و حمایت من هستی (بحارالانوار جلد 2 )
 
لذا کم فروشی و گرانفروشی حرام قطعی و رعایت حق مردم از واجبات الهی است . اما کم فروشی و گرانفروشی فقط مخصوص پیمانه و ترازو و در محدوده ی چیزهای وزنی و قیمتی نیست . بلکه شامل همه ی چیز هایی که مردم داد و ستد می کنند نیز می شوند .
 
مثلاً کارگری که از کار خود کم میگذارد ، آموزگارو استادی که درست درس نمیدهد ، کارمندی که به موقع سرکار خود حاضر نمی شود و دلسوزی لازم را در حین کار نمی کند مشمول این حُکمند و در عواقب آن سهیمند .
 
خداوند در قرآن کریم می فرماید : ای اهل ایمان از روزی حلال و پاکیزه ای که ما نصیب شما کردیم بخورید و شکر خدا را به جا آورید ، اگر شما خالص خدا را می پرستید ( آیه 172 سوره بقره )
 
یعنی خداپرست واقعی هرگز آنچه را خداوند حرام شمرده و گناه کبیره اعلام کرده از پیش خود حلال نمیکند ، چرا که ایمان با تغییر و دست بُردن در احکام و دستورات الهی سازگار نیست و یادمان باشد ، رزق به دست اوست پس عجله و حرص نداشته باشیم .
 
پس با فاصله گرفتن از این گناه کبیره ایمان خود را به خداوند ثابت ، و برکت و رحمت خداوند را به زندگی خود وارد و عاقبت و آخرت خوبی را برای خود رقم بزنیم .

احتکار ، راهی به سوی بدبختی

   یکی از راه های افزایش بی رویه درآمد و دارایی ثروتمندان، احتکار است.

احتکار؛ یعنی جمع کردن و حبس کردن چیزهایی که مورد نیاز مردم است که بر اثر آن، با کمبود کاذب روبه رو می شویم. قیمت ها نیز بالا می رود و مردم با رنج و سختی بسیار، نیازمندی های زندگی خود را تامین می کنند.

 از این جهت، اسلام، احتکار را ممنوع و حرام اعلام کرده است؛ زیرا موجب زیان دیدن مردم و نظام اسلامی می شود و عملی که به مردم آسیب برساند، از نظر عقلی نیز ناپسند است.

امام صادق علیه السلام، از پیامبر اسلام نقل می کند:

«خوراک مردم را جز گناه کار، کسی احتکار نمی کند.»

   همچنین فرمود:

«کسی که گرانی اجناس را برای امت من به اندازه یک شب آرزو کند، خداوند، عمل چهل ساله او را باطل می کند».

اخلاص در عمل

خبرنگاری در زمان جنگ تحمیلی از رزمنده شانزده ساله ای پرسید:

کار تو چیست ؟ گفت : خنثی کردن مین.

خبرنگار پرسید : تا کنون چند مین خنثی کرده ای ؟

گفت : از لطف خدا زیاد .

خبرنگار پرسید : عدد آن را می دانی؟

رزمنده جواب داد : می ترسم بگویم شیطان مرا گول بزند و دچار عجب و غرور شوم و دوستانم که کمتر موفق بوده اند ، احساس کوچکی کنند .

الله اکبر ... !

اینگونه بودند حماسه سازان دفاع مقدس ، راهی را که عالم و زاهد پیر در هفتاد سالگی بدان می رسید آن ها اینگونه پیمودند.ما کجا و آن ها کجا!!!

بنر های رنگی و تبلیغی خدماتمان ...!

به رخ کشیدن کارهای نکرده مان و ....!!!

اين كجا و آن كجا...!!

گریه های نیمه شب ازخوف خداکجا و خنده های بی خیالی و مستانه امروزی کجا !

- بدن سوراخ سوراخ شده شهیدان کجا و بدن خالکوبی شده و... کجا !

فریادیاحسین(ع)ازترس شیمیایی کجاو نعره مستانه ازشب نشینیها کجا !

تکه تکه شدن بدن شهیدبه وسیله خمپاره کجا واز پادرآمده توسط هوی و هوس کجا !

- سوزعطش توپ و تانک کجا و گرما و شعله سیگار و دخانیات و..کجا !

- لباس خاکی و بی ریای بسیج کجا و لباس هوی متال و رپ کجا !

- سوز و سرما و برف کردستان کجا و سوز و سرمای زمستان در کوچه ها از بی خانمانی کجا !

- جنون و موج جبهه کجا و مستی شراب و الکل ....کجا !

- گریه افتخار مادر شهید از خبر شهادت فرزندش کجا و گریه ننگ خانواده معتاد از شنیدن مرگ او کجا !

- تلفات سه هزار مجروح عملیات والفجر 1 کجا و مبتلا شدن چندین هزار نفر به ایدز و....کجا !

- احیا گرفتن و شب زنده داری کجا و شب گردی و الواتی و تا صبح پای فیلم مبتذل و....کجا !

- اسارت چندین ساله اسرای جنگ کجا و اسارت صد ساله و دربند هوی و هوس بودن کجا !

و خلاصه مجنون کجا و خانه جنون کجا !

شهید کجا و پلید کجا !

نماز بی ریا کجا و فریاد بی صدا کجا !

این کجا !

و آن کجا !

دفاع مقدس

۸ سال دفاع جانانه از عزت و شرف و ملت و دین و حق و حقیقت گرامی باد.