دبیرکل جبل‌عاملی!

سید حسن نصرالله

دبیرکل جبل‌عاملی!

خرده‌روایت‌هایی خواندنی از زندگی بی‌آلایش دبیرکل حزب الله

فقیر زاده شد، فقیر زیست و فقیر نیز از دنیا خواهد رفت. میراث او برای فرزندانش سلاح و تاریخی لبریز از پیروزی خواهد بود. اگر کسی سال 92 او را دیده باشد درخواهد یافت که سال 93 و همه‌ی سال‌های بعد و تا امروز کفش‌هایش همان کفش‌هاست و ساعت‌مچی سیکواش تنها دو سال است که با یک ساعتی مچی از همان مارک که بیش از 19$ قیمت ندارد جایگزین شده. و پی خواهد برد که همه‌ی هدایای قیمتی غرب‌نشینان، ثروتمندان و مهمانانش را به «بچه‌های حزب» می‌بخشد چون آن‌ها به این هدایا شایسته‌ترند.

کوفی عنان سال 2000 به دیدارش آمد. سید برای او کاپوچینو سفارش داد چون می‌دانست کوفی عنان چه دوست دارد و البته چه هدفی در سر می‌پروراند. این پیامی بود به کوفی عنان که مأموریتش غیر ممکن است. او به دیدار مردی آمده بود که جزئیات زندگی روزمره و حتی نوشیدنی مورد علاقه‌ی او را می‌دانست.

وقتی هنوز مسئول نظامی حوزه‌ی بیروت بود در جشن فارغ‌التحصیلی تیراندازی بانوان حزب حاضر شد. می‌گویند همان کسی که با کارشکنان جریان مقاومت تندی می‌کند، از سر حیا و خجالت سرش را بلند نکرد.

روزی یک وکیل لبنانی را که به خاطر روابطش با شخصیت‌های خارجی مشکوک، مظنون به جاسوسی بود به مهمانی‌اش دعوت نکرد. اما وقتی مشخص شد این فرد با آن افراد رابطه‌ی امنیتی ندارد نصرالله از او عذرخواهی کرد و گفت: من مقصرم. اگر عذرخواهی شفاهی و یک فنجان لب‌پریده چای کافی نیست، بگو چه کنم تا راضی شوی…

او تنها کسی بود که باعث شد رفیق حریری کفش‌هایش را در بیاورد و کنار سفره‌ای که روی فرش ساده‌ی خانه‌ی محقر پهن شده بود بنشیند. غذاهای ضیافت آن شب عبارت بود از ماست چکیده و زیتون. همین!

یکی از ویژگی‌های او علاقه‌ایست که به والدین و نزدیکانش دارد. تا آن‌جا که می‌گویند آن‌چنان به فرزندش عشق می‌ورزد که او را به جبهه می‌فرستد! و طی یک ماجرا پدرش عبدالکریم -که او را به شدت دوست می‌دارد.- می‌خواهد در یکی از مؤسسات مالی حزب ضامن کسی شود ولی به او می‌گویند چون خودش هم هیچ پولی ندارد نمی‌تواند ضامن کس دیگری شود! و در حالی پدر دست خالی بر می‌گردد که همه‌ی آن مؤسسه زیر دست پسر است!

در یکی از شب‌های رمضان جشنی برای جمع‌آوری کمک مالی برای یتیم‌خانه‌ی جدید منطقه‌ی سوق الروشه برگزار می‌شود. این اولین حضور عمومی سید پس از انتخاب به عنوان دبیر کل است. همه به خاطر جمع‌آوری کمک برای یتیم‌خانه دعوت شده بودند. یتیم‌خانه‌ای که به حزب هم ارتباطی نداشته. از حاضران آن شب می‌توان به جناب حریری، وزیران، نمایندگان، امیران ارتش و اهالی سیاست داخلی و خارجی اشاره کرد. نصرالله می‌آید و در حالی که دستش را روی سینه‌اش گذاشته بوده از کنار سران می‌گذرد. وقتی به میز فقرا می‌رسد با تک تک آنان دست می‌دهد و بی‌اعتنا به میز سران سر همین میز می‌نشیند. همه احساس می‌کنند این مرد احساس‌های متضادی را با خود به همراه آورده. در می‌یابند که سید به شدت کارکشته است. با این که سعی می‌کند هوش و اعتماد به نفسش را پنهان کند، خونسردی و درک سریعش و همین که از آن میز می‌گریزد و سر این میز می‌نشیند نمی‌گذارد تواضعش پنهان بماند. یکی از حاضران رندانه می‌گوید: سید می‌ترسد سر میز ثروتمندان بنشیند و به او هم سرایت کند…

سید حسن نصرالله در حالی که یک سیاستمدار عرب است، هدف شماره‌ی یک اسرائیل هم هست!

سید حسن نصرالله با یک گروه مذاکره می‌کند اما جویای احوال گروهی دیگر است... و در این میان مدام دعا می‌کند تا تغییر نکند و برای تقرب نماز نافله می‌خواند.

نزدیکانش می‌گویند می‌داند چه کسی است. ولی از این بابت لذت نمی‌برد و به آن افتخار نمی‌کند بلکه مدام به خاطر این مسئولیت سنگین در نگرانی و هراس است.

اسرائیل برای کشتن نصرالله محله‌های فقیرنشین را بمباران می‌کند در حالی که او کفن‌پوش در کوه‌ها و دشت‌های جنوب در تونل‌ها و سنگرهای رزمندگان می‌گردد و به مردان خدا در لبنان سرکشی می‌کند. به این دلگرمی می‌دهد و به دیگری دلداری...

تنها مشکل سید حسن نصرالله این است که در مسائل مربوط به لبنانیان و مخصوصا مخالفان داخلی‌اش بیش از حد مهربان است. آنان فرزندان یک خاکند و همین برای یک جبل‌عاملی بس است تا رشته‌ای از دوستی را نگه دارد تا روزی پیش از آن که فرصت به سر برسد آنان به خود بیایند…

منبع :http://www.moqawama.ir/?special=a_gs_from_jabalamel

اعمال شب لیلة الرغائب

پنجشنبه ماه رجب روزه گرفته شود، چون شب جمعه داخل شود، ما بین نماز مغرب و عشا، ۱۲ رکعت نماز به جا آورده می‌شود که هر ۲ رکعت با یک سلام ختم می‌شود.

به این ترتیب که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد»و ۳ مرتبه «سوره قدر» و ۱۲‏ مرتبه «سوره توحید» خوانده می شود و هنگامى که از نماز فارغ شدند، ۷۰ مرتبه مى‏گویند:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَعَلَى آلِهِ»

خدایا! بر محمد پیامبر درس ناخوانده و خاندانش درود فرست

سپس به سجده مى‏روند و ۷۰ مرتبه می‌گویند:

«سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ»

پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح

آن گاه سر از سجده بر مى‏دارند و ۷۰ مرتبه مى‏گویند:

«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ»

پروردگارا! مرا بیامرز و بر من مهر ورز و از آنچه از من مى‏دانى بگذر، تو خداى برتر و بزرگترى

دوباره به سجده مى‏روند و ۷۰ مرتبه مى‏گویند:

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ

پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح

سپس حاجت خود را مى‏طلبند که به خواست خدا برآورده خواهد شد.

امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم

هفتمین ماه از سال هجری قمری رجب نام دارد که نباید فضیلت آن را از یاد برد زیرا در میان ماههای دوازده ‏گانه تنها و بدون ائتلاف با ماههای دیگر از حرمت و قداست ‏برخوردار می ‏باشد، در واقع چهار ماه در قرآن کریم با تعبیر «حرم‏» یعنی برخوردار از حرمت ‏یاد شده است. که یکی از آنها رجب نام دارد.

ماه‌های ذی‌القعده، ذی‌الحجه و محرم نیز جز ماه‌های حرام به حساب می‌آیند، که این سه ماه به طور متوالی قرار گرفته‌اند، اما ماه رجب به طور جداگانه به عنوان ماه حرام محسوب می‌شود، لذا حکایت از اهمیت خاص رجب دارد. بر اساس حدیث قدسی خداوند می فرماید: «ماه(رجب)، ماه من، بنده، بنده من، و رحمت، رحمت من است؛ هر که در این ماه مرا بخواند، اجابتش کنم و هر که حاجت آورَد، عطایش کنم.» کسانی که دل درگرو محبت خدا نهاده اند، لحظه شماری می کنند تا با ورود به ماه رجب و بهره مندی از برکات آن، به درک فیوضات ماه عظیم شعبان موفق شوند و پس از آن بتوانند مدال لیاقت ورود به ضیافت الهی در ماه رمضان را دریافت نمایند.

به نخستین شب جمعهٔ ماه رجب لیله الرغائب(شب آرزوها) گفته می‌شود.
به باور مسلمانان در این شب فرشتگان بر زمین نزول می‌کنند تا رحمت الهی را به جامعه بشری عرضه نمایند. به عبارت دیگر لیله الرغایب شبی است که هزاران ملائک بر زمین فرود می آیند تا تو هرآنچه می خواهی آرزو کنی و خداوند بی صبرانه منتظر شنیدن است تا اجابت کند آنچه تو می خواهی! و چه زیباست عشق بازی انسان با معبود کریم، مهربان و بی همتا که شبی را برای انسان های پاک نهاد قرار داده که استغفار کنند، خود را در دریای رحمت الهی شناور سازند و آرزوهای کوچک و بزرگ خود را از مهر ثابت و عشق پایدار درخواست نمایند. پیامبر اكرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.

سپاس بیکران مخصوص خداوند آرزوها و امیدهاست. معبود مهربانی که هرقدر از او بخواهیم، خسته نمی شود و هرقدر عطا کند، از اقیانوس بی کران نعمت هایش کاسته نخواهد شد.
رحیما! درهای رحمت تو همواره به روی نیازمندان باز است و دست عطایت گشاده. بندگان تو هر زمان که صدایت کنند، پاسخ می دهی و اگر خالصانه آرزو کنند، اجابت می نمایی. امشب اما شب دیگری است؛ شب آرزوهاست.

امشب، من تمام دعاها و آرزوهای عمرم را یک جا به محضرت آورده ام. امشب، در پی آنم که به اندازه یک عمر از تو طلب کنم. تو تنها کسی هستی که وقتی آرزوهایم را با او در میان می نهم، احساس خفت و حقارت نمی کنم. تو هرگز به آرزوهایم نمی خندی. هرگز حاجت های مرا به سخره نمی گیری. مرا به خاطر آرزوهایم تحقیر نمی کنی. من در حضور تو حتی از کوچک ترین آرزوهایم چشم نمی پوشم. همه را، همه را تنها به تو می گویم. همه رؤیاهایم را، خواسته هایم را، هرقدر کوچک و کودکانه، با تو می گویم تویی که مرا دوست داری و از من به من نزدیک تری. باید از لحظه لحظه ی زمان در شب آرزوها بهره برد و همراه سیل عاشقان الهی به سوی خدا پرواز کرد و به یاد او بود زیرا ممکن است فرصت چنین شبی دوباره نصیب ما نگردد؛

امشبي را كه در آنيم غنيمت شمريم
شايد اي جان نرسيديم به فرداي دگر

24اردی بهشت سالروز وفات استاد حبیب یغمائی

حبیب یغمائی

چند از این گوشه نشینی سفری باید كرد

طلب عارف صاحب نظری باید كرد

دیده را روشنی از گرد رهی باید كرد

چهره را شست و شوی از خاك دری باید كرد

این دل اندر سرآشفته دلی باید ساخت

وین سراندر پی شوریده سری باید كرد

زان كه ره جسته به مقصد، خبری باید خواست

و آن كه رامانده به ره در خبری باید كرد

تن خاكی كه نشود برفلك اما جان را

تا نماند به زمین بال و پری باید كرد

حبیب یغمایی:

(زاده ۱۲۸۰ خورشیدی در خور بیابانک - درگذشتهٔ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۳ تهران)

 محقق ادبی، روزنامه نگار، و شاعر ایرانی.

تصویری از مزار ایشان و شعر زیبای حک شده بر سنگ مزار وی

عکس / وقتی فرشته «ایراج» به خواب رفت

ایراج در سال های دفاع مقدس، بین 250 تا 300 نفر (حدود صدخانوار) جمعیت داشت که گروهی از آنان در میادین دفاع مقدس حاضر شدند و شش تن از آنان شربت شهادت نوشیدند.                                                                                                     

به گزارش جهان نیوز ، "ایراج"، روستایی است از توابع شهرستان خور و بیابانک در استان اصفهان که حدود چهار هزار سال قدمت تاریخی دارد. این روستا در سال های دفاع مقدس، بین 250 تا 300 نفر (حدود صدخانوار) جمعیت داشت که گروهی از آنان در میادین دفاع مقدس حاضر شدند و شش تن از آنان شربت شهادت نوشیدند.

اسامی این شهدا عبارت است از:

رحمت الله زاهد
هوشنگ مسعود
قربانعلی رفیع
علی یگانه
کوچکعلی مسعود
محسن حسین دانا

عکسی که مشاهده می کنید، شهید "علی یگانه" را لحظاتی پس از اصابت گلوله و شهادت نشان می دهد. او در ابتدای وصیتنامه اش، خود را این گونه معرفی می کند:
"پاسدار فدایی اسلام و امام امت، خمینی بت شکن، حقیر، علی یگانه"

شهید علی یگانه در بخشی از وصیتنامه خود نوشته است:
"به یگانه فرزندم بگویید، پدرت به سفر کربلا، به زیارت قبر شش گوشه اباعبدالله(ع) رفته و وقتی بزرگ شد، او را کاملا روشن نموده و به او بگویید پدرت به مقابله با دشمنان اسلام و پیامبر خدا رفته و برای اسلام قیام نموده و در این راه جان خود را به پیشگاه مقدس خداوند تقدیم نمود."


شادی روحشان صلوات

شهید یگانه

جهان نیوز : http://jahannews.com/vdcgu39xwak97w4.rpra.html

دعوت به حضور در انتخابات با شعر

افشین علاء شاعر معاصر با سروده ای زیبا از آیت الله هاشمی رفسنجانی برای حضور درعرصه برای رفع مشکلات کشور دعوت کرد.

دوباره خطبه بخوان، ای مرد

دوباره خطبه بخوان، ای یار

دوباره شور و حلاوت بخش

به جمعه های کسالت بار

دوباره اسب سخن ،زین کن

که سخت تشنۀ تدبیریم

بفکر چاره و مرهم باش

که زخم خوردۀ تزویریم

اگرچه با تو شکایت ها

هنوز، در دل ما باقیسیت

درین هجوم ستم با تو

گلایه، شرط مروّت نیست

چه جای شکوه که می دانم

تویی که با خبر از دردی

تویی که با همه ناکامی

هنوز یار جوانمردی

سخن به مدح نمی گویم

خدا ز صدق من، آگاه است

چه جای مدح؟ که از هر سو

هزار حادثه در راهست

چه گرگها ، که کمین کردند

چه شیرها ، که به زنجیرند

چه مارها که رها هر سو

چه بالها، که زمین گیرند

چه در پی است؟ خدا داند

اگر تو چاره نیندیشی

به انقلاب،به جمهوری

اگر دوباره نیندیشی.

عدو از آن سبب از هر سو

کنون شکست تو را خواهد

که چشم زخم وطن، امروز

شفای دست تو را خواهد

دوباره خطبه بخوان تا خلق

شود دوباره سراپا گوش

دوباره رشک برد دشمن

شود شغال و زغن، خاموش.

ز کنج خانه، برون آور

سرآمدان و دلیران را

نشان دوباره بر انگشتر

نگینِ خاتم ایران را

گره ز تفرقه یاران

تویی که ، بازتوانی کرد

به فکر چاره و مرهم باش

دوباره خطبه بخوان ای مرد...

موجبات عصیان

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - :

اَوَّلُ ما عُصِی بِهِ الله تَبارَکَ وَ تَعالی سِتُّ خِصالٍ: حُبُّ الدُّنیا وَ حُبُّ الرّیاسَة وَ حُبُّ الطَّعامِ وَ حُبُّ النِّساءِ وَ حُبُّ النُّومِ وَ حُبُّ الرّاحَة.


«بحار الأنوار، جلد 73 صفحه 153»

رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:

نخستین چیزی که موجب عصیان پروردگار گردید، شش گناه بود:

دنیا طلبی ، ریاست طلبی ، شکم پرستی ، شهوت پرستی ، علاقه به خواب و راحت طلبی.

تخریب قبر حجربن عدی به دست سلفی ها در سوریه

حجربن عدی

شعر ولادت حضرت زهرا(س)

 

اي بهشت قرب احمد (ص) فاطمه(س)

ليله قدر محمد (ص) فاطمه(س)

اي سه شب بي قوت واز قوت تو سير

هم يتيم و هم فقير و هم اسير

وحي بي ايثار تو كامل نشد

هل اتي بي نان تو نازل نشد

مدح تو كي با سخن كامل شود

وحي بايد بر قلم نازل شود

اي كه در تصوير انسان زيستي

 كيستي تو كيستي تو كيستي

از شب ميلاد تاآخر نفس

 مصطفي (ص)يك دست را بوسيد و بس

آن هم اي دست خدا دست تو بود

اي برآن لبها و دست تو درود

عقل كل از كل هستي شد جدا

تا چهل شب كرد خلوت با خدا

 اين چهل شب در  سرش شور تو بود

 بهر استقبال از نور تو بود

اي كه از سر تا به پا پيغمبري

بلكه هم پيغمبري هم حيدري

تو رسول الله (ص) شويت بوالحسن (ع)

هر سه يك جانيد با هم در سه تن

بس تويي اي عرش حق را قائمه

هم محمد (ص) هم علي (ع) هم فاطمه (س)

بايد اينجا لب فرو بست از بيان

روز محشر قدر تو گردد عيان

صحنه محشر همه پابست توست

اختيار نار و جنت دست توست

مهر تو روز قيامت هست ماست

ريشه هاي چادرت در دست ماست

روز محشر كار ما با فاطمه (س) است

نقش پيشاني ما يا فاطمه (س) است

از كرامت بر جبين ما همه

ثبت كن هذا محب الفاطمه (س)

5 اردیبهشت و داستان ابابیل

بیابان طبس، راوی معجزه ای در قرن حاضر است. این بیابان که در غرب استان خراسان جنوبی قرار دارد ، مصداقی برای سوره فیل است که دانه های ریز شن ، بر نیرومندترین سپاه عصر حاضر چیره شد و آنان را که از پیشرفته ترین وسایل و تجهیزات بهره می بردند، به ذلت کشانید.

 

صحرای طبس

بیابان طبس، بهترین راوی معجزه ای است که دل تاریخ را به لرزه درآورد. تفسیر آیه «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَاللّه وَاللّه ُ خَیْرُ الْماکِرینَ» را باید از کویر تفتیده طبس پرسید. بیابان خشک طبس، تبلور کمین گاه الهی شد برای گرگ های در کمین نشست های که راوی سیاه مرگ بودند. طبس برای مردم ایران فراتر از نام بیابانی در دوردست های کویر است. طبس یک خاطره است؛ خاطره ای از محافظت الهی از سرزمین و مردمی که نمی توانند زور و زورگویان را تحمل کنند. شاید از همین روست که خاطره پنجم اردی بهشت سال 1359، برای مردم ایران فراموش نشدنی و به یاد ماندنی است؛ روزی که یکی از پیچیده ترین عملیات های نظامی امریکا با شکست روبه رو شد.