حسینعلی معلم‏ (حاج معلم خوری) از معلمین با سابقه و شایستهء فرهنگ ایران

حاج حسینقلی معلم (معلم خوری)

مرحوم حاج حسینعلی معلم ( معروف به حاج معلم خوری ) در سال 1270 شمسی در قریه ی خور از نواحی مرکزی ایران در شرق استان اصفهان متولد شد و در آن جا تحصیل کرد . در سال 1307 که به اهتمام آقای حبیب‏ یغمائی رئیس وقت معارف سمنان ، دبستان دولتی‏ یغما در خور تأسیس شد وی به سمت آموزگاری مشغول گردید و پس از دو سال به معارف طبس انتقال یافت.

در هنگامی که جناب آقای حکمت‏ وزیر وقت معارف به طبس رفت ( سال 1316 ) به پاس خدمات وی را با عطای مدال درجهء 2 علمی مفتخر فرمو د . وی پس از بیست سال خدمتگزاری در طبس مجددا به مدیری دبستان‏ یغما به خور برگشت ولی چون فرهنگ طبس بمنزلت وی بیشتر آگاه بود دیگر بار به طبس مراجعت کرد.

معلم تمام عمر خود را با ایمان و اعتقاد کامل در تعلیم و تدریس گذرانده و بحقیقت معلمی دلسوز و شایشته و کاردان بوده است.خط او چون خود او پخته و پسندیده‏ بود ،در تشویق دانش‏آموزان به تحصیل و ورزش و تحریک حس مذهبی و وطن دوستی کوشا بود.

از معلم خوری اشعار بسیار و زیبایی باقی مانده که قسمتی از آن در سال 1335 شمسی تحت عنوان «مناقب الائمه» با مقدمه ای از "مرحوم شهید دکتر علی شریعتی " به چاپ رسیده است .

دکتر شریعتی در مقدمه ی کتاب منقب الائمه چنین می نگارد :

« آقای معلم خوری مردی است که یک عمر نسبتاً طولانی را در خدمت به فرهنگ این کشور صرف کرده و در گوشه ی دور افتاده ای از این مملکت به تربیت فرزندان پرداخته است.او اکنون شمع سوخته ای است که با نور خود پیش پای مردان آینده ی سرزمین خویش را روشن کرده و با گرمای خود دل های سوخته ی مکتب حسین (ع) را طراوت بخشیده است . امیدوارم که آقای «خوری» زندگی پاک خود را با موفقیت بگذرانند و در قبال یک عمر زحمت و خدمت به فرهنگ ، پاداش خود را از ممدوح خویش دریافت کنند . به یقین معلم خوری پرچمـــدار ادبیات شیعه در ولایات مرکزی ایران زمین می باشد . »

دیوان مرحوم حاج معلم خوری بالغ بر پنج هزار بیت است که هنوز چاپ و منتشر نشده است .

باز اربعین آمد

اثر مرحوم حاج حسینقلی معلم (حاج معلم خوری)

مهر و مه و ارض و سما با غم قرین آمد              باز اربعین آمد

از شام غم اولاد خیرالمرسلین آمد                     باز اربعین آمد

در کربلا چون زینب از شام خراب آمد                   گیتی کباب آمد

جوش عزا تا ذروة عرش برین آمد                        باز اربعین آمد

افکند خود را بر مزار شاه مظلومان                      با ناله و افغان

اندر شکایت آنگه از قوم لعین آمد                         باز اربعین آمد

گفت ای برادر جان نگر برخواهران خود                 بردختران خود

بنگر چه ها بر ما زخیل مشرکین آمد                     باز اربعین آمد

شد با تمام حوریان در جنت المأوی                        ماتم نشین آمد

چون زائر آن روضه زین العابدین آمد                      باز اربعین آمد

بر حال لیلای حزین از ماتم اکبر                            آن شبه پیغمبر

در ناله حوض کوثر و عرش برین آمد                       باز اربعین آمد

کلثوم روی تربت عباس شیر افکن                         کرد آن چنان شیون

کز حال زارش رخنه بر ارکان دین آمد                     باز اربعین آمد

در آن زمین پر بلا با دیده گریان                              وا غربتا گویان

گفتند اینجا شه نگون از صدر زین آمد                    باز اربعین آمد

اینجا نشان تیر شد حلق علی اصغر                      از فرقه کافر

اینجا نهال قد قاسم بر زمین آمد                            باز اربعین آمد

اینجا شدیم از جور و کین لشکر اعدا                           بی یاور و بی مولا

اینجا نوک نی سر سلطان دین آمد                               باز اربعین آمد

سوی « معلم » کن نظر از لطف و از احسان              ای خسرو خوبان

کز شرم و عصیان و گنه اندوهگین آمد                        باز اربعین آمد

تخريب، نه حجيت دارد و نه جايز است.

مقام معظم رهبری :


بايستى سلامت فضا را حفظ كنيد. بعضى فضاى انتخابات را خراب ميكنند؛ تخريب كردن، اهانت كردن و خُرد كردن شخصيتهاى گوناگون، همه بر خلاف اقتضاى سلامت انتخابات است. هم مطبوعات، هم راديو و تلويزيون، هم كسانى كه به ابزارهاى گوناگون ارتباط جمعى ديگرى مجهز هستند - رايانه‏ها و شيوه‏هاى رايانه‏اى - هم كسانى كه يك منبرى براى سخن گفتن دارند؛ مثل خطباى جمعه و نمايندگان مجلس شوراى اسلامى؛ همه توجه داشته باشند كه «تخريب، فضاى انتخابات را خراب ميكند». شما از آن كسى كه به او علاقه‏منديد، دفاع كنيد؛ هيچ مانعى ندارد؛ اما به آن كسى كه رقيب اوست، مطلقا حمله نكنيد؛ تخريب نكنيد. اين تخريب و اين حرف‏زدنها و اهانت كردنها، نه حجيت دارد براى مستمعان، و نه جايز است؛ به خاطر اينكه فضا را خراب ميكند. بنابراين مسئله‏ى حفظ سلامت خودِ انتخابات و حفظ سلامت فضاى انتخابات، خيلى مهم است .

حکایت عمار یاسر گفتن های علی ابن ابیطالب(ع)

حکایت عمار یاسر گفتن های علی ابن ابیطالب (ع) تکان دهنده است. کسی در اوج قدرت و این گونه سخن گفتن:
ما ضَرَّ اِخوانُنَا الَّذینَ سَفِکَت دِماؤُهُم و هُم بِصفّین الا یَکونوا الیَوم اَحیاء،
برادران ما که خونشان در صفین ریخته شد ضرر نکردند که اگر امروز زنده بودند،
یَسیغونَ الغَصَص و یَشربونَ الرنق
خوراکشان غم و غصه و نوشیدنی شان اندوه می شد
قَد والله لَقوا الله فَوَفاهم اُجورَهم واحلهم دارَ الامن بَعد خَوفهم
قسم به خدا در حالی خدا را ملاقات کردند که خدا اجرشان را به تمامی داد و بعد خوف آنها را ایمن گرداند
أینَ إخوانِیَ الّذینَ رَكِبوا الطَّریق ، وَ مَضَوا عَلى الحَقّ ؟
کجایند برادران من که راه حق را رفتند؟
أین عمّار، أین ابن تیهان، أین ذُو الشهادتین؟
عمار کجاست؟ ابن تیهان کجاست؟ ذوالشهادتین کجاست؟
أین نُظرائُهم مِن إخوانِهمُ الذینَ تَعاقَدُوا عَلى المُنیة و أبْردَ بِرؤوسِهم إلى الفَجَرة؟
و کجایند مثل عمار، مثل ابن تیهان، مثل ذوالشهادتین که در راه حق با هم عهد بستند و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟

حکایت عمار یاسر و نقشی که رهبر انقلاب برای خواص ترسیم کردند؛ یادآور برهه ای تاریخی است؛ زمانی که علی(ع) در مصدر حکومت بود و با صلابت لب به سخن می گشود؛ اما در عین حال جای خالی عمار یاسرها و ابن تیهان ها و ذوالشهادتین ها را نیز در کنار خود احساس می کرد و این همه را به صحابه گوشزد می نمود تا بدانند در جایگاهی که می بایست در دفاع از ولایت قرار بگیرند، قرار نگرفته اند.
رهبر انقلاب مکررا در خصوص تطابق شرایط کنونی با زمان امیرالمومنین(ع) سخن گفتند. ایشان در دیدار با مردم قم در سالگرد قیام 19 خرداد فرمودند:«ببینید در جنگ صفین، امیرالمؤمنین در مقابل كفار كه قرار نداشت؛ جبهه‌‌‌‌ى مقابل امیرالمؤمنین جبهه‌‌‌‌‌اى بودند كه نماز هم میخواندند، قرآن هم میخواندند، ظواهر در آنها محفوظ بود؛ خیلى سخت بود. كى باید اینجا روشنگرى كند و حقائق را به مردم نشان دهد؟ بعضى ها حقیقتاً متزلزل میشدند. تاریخ جنگ صفین را كه انسان میخواند، دلش می لرزد. در این صف عظیمى كه امیرالمؤمنین به عنوان لشكریان راه انداخته بود و تا آن منطقه ى حساس - در شامات - در مقابل معاویه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق مى‌‌‌افتاد؛ بارها این اتفاق افتاد؛ چند ماه هم قضایا طول كشید. یك وقت خبر مى‌‌‌‌آوردند كه در فلان جبهه، یك نفرى شبهه اى برایش پیدا شده است؛ شروع كرده است به اینكه آقا ما چرا داریم میجنگیم؟ چه فایده دارد؟ چه، چه.»
ایشان همچنین ادامه دادند:«اینجا اصحاب امیرالمؤمنین - یعنى در واقع اصحاب خاص و خالصى كه از اول اسلام با امیرالمؤمنین همراه بودند و از امیرالمؤمنین جدا نشدند - جلو مى‌‌افتادند؛ از جمله جناب عمار یاسر (سلام اللَّه علیه) كه مهمترین كار را ایشان میكرد. یكى از دفعات عمار یاسر - ظاهراً عمار بود - استدلال كرد. ببینید چه استدلالهائى است كه انسان میتواند همیشه اینها را به عنوان استدلالهاى زنده در دست داشته باشد. ایشان دید یك عده‌‌‌‌اى دچار شبهه شده‌‌‌‌اند؛ خودش را رساند آنجا، سخنرانى كرد.»
رهبر انقلاب با اشاره به مواضع انقلابی عمار یاسر افزودند:«یكى از حرفهاى او در این سخنرانى این بود كه گفت: این پرچمى كه شما در جبهه‌‌‌‌ى مقابل مى‌‌‌‌بینید، این پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا دیدم - پرچم بنى امیه - زیر این پرچم، همان كسانى آن روز ایستاده بودند كه امروز هم ایستاده اند؛ معاویه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاویه، هم عمروعاص و دیگر سران بنى امیه در مقابل پیغمبر قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنى‌‌‌‌‌‌امیه بود. گفت: اینهائى كه شما مى بینید در زیر این پرچم، آن طرف ایستاده‌‌‌‌اند، همینها زیر همین پرچم در مقابل پیغمبر ایستاده بودند و من این را به چشم خودم دیدم.
این طرفى كه امیرالمؤمنین هست، همین پرچمى كه امروز امیرالمؤمنین دارد - یعنى پرچم بنى‌‌‌‌‌هاشم - آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همین كسانى كه امروز زیرش ایستاده‌‌‌‌‌اند، یعنى على‌‌بن‌‌‌ابى‌‌طالب و یارانش، آن روز هم زیر همین پرچم ایستاده بودند. از این علامت بهتر؟ ببینید چه علامت خوبى است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند، در یك جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند در جبهه‌‌‌‌‌ى دیگر، در جبهه‌‌‌‌‌ى مقابل. فرقش این است كه آن روز آنها ادعا میكردند و معترف بودند و افتخار میكردند كه كافرند، امروز همانها زیر آن پرچم ادعا میكنند كه مسلمند و طرفدار قرآن و پیغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهایند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اینها بصیرت است. اینقدر كه ما عرض میكنیم بصیرت بصیرت، یعنى این.»
عبارت "این عمارِ" رهبر انقلاب در جریانات بعد از انتخابات فراگیر شد تا خواص بدانند نقشی که می بایست ایفا کنند، نقشی است که در شخصیت عمار یاسر و صراحت های او در تبیین مسائل تبلور پیدا کرده است. بیان "این عمار" یادآور وقایعی تاریخی است. آنجا که علی(ع) با نام بردن از عمار یاسر، ابن تیهان و ذوالشهادتین از کم کاری خواص گلایه کرد.
...می گویند آخرین خطبه حضرت قبل از شهادت بوده است. خطبه ای که حکایت از یک سینه داغ و غصه داشت و خواصی که نشناختند علی را و نفهمیدند عظمت ولایت را و خویشتن را بر حقایق و رأی امام مقدم داشتند؛ علی از جهاد می گفت و آنان مشغول دنیایشان بودند و مشغول سیاست بازی هایشان. فکر و ذکرشان تنها منافع سیاسی شان بود؛ حاضر نمی شدند از خود هزینه کنند. سپر امام نبودند، گاه اگر فرصتی می شد تنها به تایید امام و تصمیمات او بسنده می کردند! شاید اگر ولایتمداران امروز، در کوفه زمان علی ابن ابیطالب حضور داشتند، وضع به گونه ای دیگر رقم می خورد؛ اما آن روز غربت علی وصف ناشدنی بود.
حکایت عمار یاسر گفتن های علی ابن ابیطالب تکان دهنده است. کسی در اوج قدرت و این گونه سخن گفتن:
ما ضَرَّ اِخوانُنَا الَّذینَ سَفِکَت دِماؤُهُم و هُم بِصفّین الا یَکونوا الیَوم اَحیاء،
برادران ما که خونشان در صفین ریخته شد ضرر نکردند که اگر امروز زنده بودند،
یَسیغونَ الغَصَص و یَشربونَ الرنق
خوراکشان غم و غصه و نوشیدنی شان اندوه می شد
قَد والله لَقوا الله فَوَفاهم اُجورَهم واحلهم دارَ الامن بَعد خَوفهم
قسم به خدا در حالی خدا را ملاقات کردند که خدا اجرشان را به تمامی داد و بعد خوف آنها را ایمن گرداند
أینَ إخوانِیَ الّذینَ رَكِبوا الطَّریق ، وَ مَضَوا عَلى الحَقّ ؟
کجایند برادران من که راه حق را رفتند؟
أین عمّار، أین ابن تیهان، أین ذُو الشهادتین؟
عمار کجاست؟ ابن تیهان کجاست؟ ذوالشهادتین کجاست؟
أین نُظرائُهم مِن إخوانِهمُ الذینَ تَعاقَدُوا عَلى المُنیة و أبْردَ بِرؤوسِهم إلى الفَجَرة؟
و کجایند مثل عمار، مثل ابن تیهان، مثل ذوالشهادتین که در راه حق با هم عهد بستند و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟
ثُمَّ ضَرَب علیه السلام بِیَدِهِ عَلى لِحیَتِهِ الشَّریفة الكریمة ، فَأطالَ البُكاء
حضرت به اینجا که رسید به صورت خود زد و گریه ای طولانی کرد
ثُمَّ قالَ علیه السلام :
سپس فرمود:
اَوه عَلی اِخوانی الَّذینَ تَلوا القُرآن فاحکُموه
آه از آن بردارانم که قرآن را خواندند و آن را حَکَم قرار دادند
وَ تَدبروا الفُرَضَ فاقامُوه
در واجبات اندیشیدند و با معرفت آن را برپا داشتند
اَحیُوا السُّنَّه و اَماتُوا البِدعه
سنت ها را احیاء کردند و بدعت ها را میراندند
دُعُوا لِلجهاد فَاجابوا
به جهاد دعوت شدند و آن را اجابت کردند
وَ وُثقوا بِالقائد فَاتبعوه
و به قائد و راهنمای خویش ایمان داشتند و از او تبعیت کردند
ثُمَّ نادی بِاَعلی صوته : الجهاد الجهاد عبادَ اللَّه، ألا و إنّی مُعسكرٌ فی یومی هذا، فَمَن أراد الرَّواح إلى اللَّه فَلْیَخرجُ
سپس با صدای بلند فرمود: جهاد! جهاد! ای بندگان خدا! که امروز من آماده ام و هر که قصد خروج الی الله دارد با من بیاید...

نصیحتی است از پدری پیر به تمامی نامزدهای مجلس شورای اسلامی

 امام خمینی ( ره ) : نصیحتی است از پدری پیر به تمامی نامزدهای مجلس شورای اسلامی که سعی کنید تبلیغات انتخاباتی شما در چهارچوب تعالیم و اخلاق عالیه اسلام انجام شود؛ و از کارهایی که با شئون اسلام منافات دارد جلوگیری گردد . باید توجه داشت که هدف از انتخابات در نهایت حفظ اسلام است . اگر در تبلیغات حریم مسائل اسلامی رعایت نشود، چگونه منتخب حافظ اسلام می شود. باید سعی شود تا خدای ناکرده به کسی توهین نگردد؛ و در صورتی که رقیب انتخاباتی به مجلس راه یافت، به دوستی و برادری، که چیزی شیرین‌تر از آن نیست، لطمه‌ای نخورد.

بازخوانی بیانات رهبر فرزانه انقلاب درباره حماسه 9 دی

مطمئن باشيد كه روز نهم دىِ امسال هم در تاريخ ماند؛ اين هم يك روز متمايزى شد. شايد به يك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى - كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست - اين حركت مردم اهميت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر ميكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن على (عليه السّلام) را مى‌‌‌بيند. اين كارها كارهائى نيست كه با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست.

ایران _ خوروبیابانک _ مصر

وروبیابانک - مصر